Nairika
کاش کسی فاصله ها را می شست.....
Nairika
دستهایم به تو فکر میکنند ، وقتی زیرچانه ام مشت می شوند .........
Nairika
باز می گردم... به کوچه های خلوت و دنج ِ با تو پرسه زدن..... به عابر شدن ....به عبور کردن...... به پاییز...... ردپای زندگی.....
Nairika
یک دلخوری کوچک بود ! گفتم " بیا فراموش کنیم " رفتی و پشت سرت را هم نگاه نکردی .... فراموش شدم !
Nairika
شکستنی تر از آنم که در پی سنگی باشی... تلنگری بزن... آوار می شوم!
Nairika
دست و بالم از حرف خالی خالیست . . . هر چه هست تویی وتو حرف نداری . . .
Nairika
نگاه کن.... هنوز اندازه ام نیستی.... گناه کسی نیست..... سهم من همیشه نصف می شود!...
خيلي عالي !
15 سال و 7 روز و 5 ساعت و 54 دقيقه قبل