¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...
شب اومد باز دل من بونه داره ...هواي ساقي و ميخونه داره ...توي ميخونه ها رنگ و ريا نيست... دل مستاي شب از هم جدا نيست...(الهه)
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...
روی خـاک وجـــودم نه گلـی هسـت نه درختـی ... لحظــه هـای بی تـو بـودن میگـــذره ، امـا به سختـی ............
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...
ميدونم محاله با تو بودن و به تو رسيدن... ميدونم كه خيلي سخته...ديگه خوابتو نديدن... رفتنت مثل يه كابوس...زندگيم مثل خوابه...تو كوير آرزوهام تورو داشتن يه سرابه... رفتني ميره يه روزي... من از اول ميدونستم... كاش نميشدم خرابت...كاش ميشد...كاش ميتونستم... تو بدون تا ته جاده...يه كسي چشماش به راهه... اوني كه مثل يه پاييز...تك و تنها بي پناهه...
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...
-ـ-ـ-پیک آخر رو میزنم به سلامتی اونایی که ناموس دیگرون رو عینهو ناموس خودشون میدونن-ـ-ـ-
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...
آنان كه برای با هم بودن نیاز به دلیل مادی دارند. مدتها پیش عشق را در خود كشته اند. عشق جهان را می سازد نه جهان عشق را
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...
کاغذ سفید را هر چه قدر هم که تمیز و زیبا باشد کسی قاب نمی گیرد ، برای ماندگاری در ذهن ها باید حرفی برای گفتن داشت
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...
کاش پرنده ای پرشکسته میشدم و در کنج قلبت آشیانه میکردم و همونجا میمردم
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...
بیـا برای یکبـــــار هم که شـده دست به خــلاف بزنیــــم ... مـن انـــدوه تــو را می دزدم و تــو تنهـــــایـی مــــرا ..........
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...
مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست / عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست / خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست / چه توان کرد؟ پشیمانم و تدبیری نیست شرح درماندگی خود به که تقریر کنم؟ / عاجزم، چارهٔ من چیست؟ چه تدبیر کنم؟ نخل نو خیز گلستان جهان بسیار است / گل این باغ بسی، سرو روان بسیار است جان من، همچو تو غارتگر جان بسیار است / ترک زرین کمر موی میان بسیار است