دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
امتیاز: 172.8

دنبال‌کنندگان

(34 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

پر است خلوتم از یاد عاشقانه ی او / گرفته باز دل کوچکم بهانه ی او / نسیم رهگذر این بار هم نیاورده / به دست قاصدکی نامه با نشانه ی او .

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

دوریت زمستانی دیگر است ، کمتر از من دور شو ، باز سرما خورده ام

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

وي قلبي نوشته بودن شکستني است ؛ مواظب باشيد !!! ولي من روي قلبم نوشتم شکسته است ، راحت باشيد !

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

چشم بر هم نهادیم گردش دوران گذشت ... بهر یک نفر سخت و بهر دیگری آسان گذشت .........

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

قصش درازه، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد ،علی فرصت. آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. کریم آق منگل بابا، میشناسیش. آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم ما اصلا تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایه دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجورو، رو تخت نشسته بودیم داشتیم می خوردیم. اولیو رفتیم بالا به سلامتی رفقا لول لول شدیم. دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آ شیخ خلیل نامرد ساقی شد. گفت بریم بالا، مام رفتیم بالا، گفت به سلامتی میتی. تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی ضامن داراومد بیرون. رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن. پریدم تو هتل. اومدم دم کوچه مهران بقل این نرقه فروشیه. اومدم پایین یه پسره هیکل میزونه، اینجوریه، زد تو سینم افتادم تو جوب. گفتم هتته. گفت عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیش زد از اولیش قایمتر زد. دست تو جیبم که برم و بیام چشام باز دیدم مریض خونه روسام. حالا ما به همه گفتیم زدیم شومام بگین زده.

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
rty [800x600].jpg ¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

راسی یه چی دیگه هم هس -ـ-ـ-خیلی چیزا هس که ادم وقتی میشنوفه یطو دیگه معنی میکنه وقتی میبینه یطو دیگه-ـ-ـ-راجب عفت و نجابت واسم معنیش یه چیز دیگه بود ولی الان یه چی دیگس-ـ-ـ-اگه کسی یه روزی ازم بخواد که نجابت رو معنی کنم که زن بودن و شیر زن بودن رو معنی کنم -ـ-ـ-من فقط یک کلمه بلدم بگم ...یه اسم..............(فیلم حکم تیر -ــ-ـ-ایرج قادری-ـ-ـ-)

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

زندگی را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترین قله ها رسیدی لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند.

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

نه همیشه برای عاشق شدن به دنبال باران و بهار و بابونه نباش گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه را بر لبانت مینشاند ....

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

دوست دارم تو سخن گویی و من گوش كنم -- غم دل را به كلام تو فراموش كنم -- سینه بشكافم و قلبم به تو تقدیم كنم -- تا بدانی كه فقط جای تو در قلب من است

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

دشمنی که دیده می شود زیاد ترس ندارد مراقب آن دشمنی باشید که نمی بینید ...

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

دنیـــا نبـــاشـد ... فقـط کوچـــــــه ای بـاشـد و بـاران و دوستـی که زلال تـر از بـاران اسـت ......

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت ، میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت ، پیمانه نمیداد به پیمان شکنان باز ، ساقی اگر از حالت مجلس خبری داشت .

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

ن شب که دلی بود به میخانه نشستیم ، آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم ، از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب ، ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم .

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگر هوای یار دگر دارم و دیار دگر به دیگری دهم این دل که خوار کرده‌ی تست چرا که عاشق تو دارد اعتبار دگر میان ما و تو ناز و نیاز بر طرف است به خود تو نیز بده بعد از این قرار دگر خبر دهید به صیاد ما که ما رفتیم به فکر صید دگر باشد و شکار دگر خموش وحشی از انکار عشق او کاین حرف حکایتیست که گفتی هزار بار دگر

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

ای نشسته در خیال من فراموشم مکن با تنهایی و فراموشی هم آغوشـم مکن زندگانی می کنم چون شعله با خود سوختن زنده ام با سوز و ساز خویش خاموشم مکن می تراود تا شراب بوسه از جـام لبت ز شراب تلخ تنهایی قدح نوشم مکن دورم از شعله ، دارم دامنی رنگین بر این شرار از من مگیر از نو سیــه پوشم من چو صبا در جستجوی خود به هر سویم مکش همچو گیسوی سیاهت خانه بـر دوشم مکن ایــن دل درد آشنا را در شــرار غم مشــور هر چی می خواهی بکن اما فراموشم مکن