دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
امتیاز: 172.8

دنبال‌کنندگان

(34 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

مـن پـر از حــــرف سکــوتـــــــم .... چـه کـس دانـد درد ایـن دل را ...........

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

هیچ کس اشکی برای ما نریخت - هر که با ما بود از ما می گریخت - چند روزی هست حالم دیدنیست - حال من از این و آن پرسیدنیست - گاه بر روی زمین زل می زنم - گاه بر حافظ تفاءل می زنم - حافظ دیوانه فالم را گرفت - یک غزل آمد که حالم را گرفت - ما ز یاران چشم یاری داشتیم - خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

عاقبت یکروز ما هم زین جهان پرمیکشیم... باده رفتن ز دنیا را همه سر میکشیم... بر کن و صد پاره کن این جامه کبر وریا ...وقت رفتن ما همه یک جامه در بر میکشیم

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
Naser.jpg ¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

فرمون: ولم كن ننه، بحث ناموسه... من نكنم،قيصر اين بازارچه رو به خون ميكشه. اما قبل از اون خودم كارو تموم مي‌كنم

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

گفته بودی دست هایم از خودم تنهاتر اند ، دست هایم مال آن تنهاترین دستان تو .

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

روزگارم این است : دلخوشم با غزلی ، تکه نانی ، آبی ، جمله ی کوتاهی ، ~~~ یا به شعر نابی ، و اگر باز بپرسی گویم : دلخوشم با نفسی ، حبه قندی ، چائی ، صحبت اهل دلی ، فارغ از همهمه ی دنیایی ~~~ دلخوشی ها کم نیست ، دیده ها نا بیناست...!!

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

نگــ‗__‗ـــراטּ نباش .....~.... حال دلــ‗__‗ـــم خوب است !!! ....~ …نـہ از شیطنت های کودکانــ‗__‗ــــہ اش خبری هست ....~..... نـہ از شیــ‗__‗ـــون های مداومش ، به وقت ِ خواستن ِ تــ‗__‗ـــو … ....~.... آرامــــ.... ~.... جورے که نبینــ‗__‗ـــی و نشنــ‗__‗ـــوی ....~..... گوشــ‗__‗ــــہ اے نشسته ، .....~.... و رویاهایش را به خاکــ‗__‗ــــ مــــے سپارد ...~....

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

تـو را از خـاطــرهـ هــا پــاکـــ نـمـیـکـنـم ؛ مـیـگــذارم بـمــانــد ... تــا یــادم بــاشـد چـهـ طـعــم تـلـخـی دارد /"دروغ"/ کـهـ مـیـتـوانـد حـتـی شـ ـیـریـنـی /"عـشـ ـق"/ و /"اعـتـمــاد"/ را زهــرمـــار کــنــد !

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

فـرض کـن بــه عـکــاس بـگـویــــــــم : تـارهـای سـپـیــــــد را سـیــاه کـنـــــــد….. و چـیـــــن و چـروک هـا را مـاسـت مـالـــــــی… و حـتـی از آن خـنـده هـا کـه دوسـت داری بـرایـم بـکـارد بـاز هـم از نـگـاهـــــــــم پـیـداسـت چـقــــدر … بـه نــبـــودنـــت خـیـره مـــانــــــده ام

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

همچو گل چند به روی همه خندان باشی؟ / همره غیر به گلگشت و گلستان باشی؟ هر زمان با دگری دست و گریبان باشی؟ / زان بیاندیش که از کرده پشیمان باشی جمع با جمع نباشند و پریشان با شی / یاد حیرانی ما آری و حیران باشی ما نباشیم، که باشد که جفای تو کشد؟ / به جفا سازد و صد جور برای تو کشد؟ شب به کاشانهٔ اغیار نمیباید بود / غیر را شمع شب تار نمیباید بود همه جا با همه کس یار نمیباید بود / یار اغیار دل آزار نمیباید بود تشنهٔ خون من زار نمیباید بود / تا به این مرتبه خونخوار نمیباید بود

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

از سر کوی تو با دیدهٔ تر خواهم رفت چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت تا نظر میکنی از پیش نظر خواهم رفت گر نرفتم ز درت شام، سحر خواهم رفت نه که این بار چو هر بار دگر خواهم رفت نیست باز آمدنم باز اگر خواهم رفت از جفای تو من زار چو رفتم، رفتم لطف کن لطف که این بار چو رفتم، رفتم آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم از تو قطع طمع لطف و عنایت نکنم پیش مردم ز جفای تو حکایت نکنم همه جا قصهٔ درد تو روایت نکنم دیگر این قصهٔ بی حد و نهایت نکنم خویش را شهرهٔ هر شهر و ولایت نکنم

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

پیوند ما به آینه ها حرف ساده نیست تصویری از رسیدن ما روی جاده نیست نا باورانه دل به تبسم بسته ایم غافل از اینکه پشت نقاب قلب ساده نیست تا چند آرزوی تهی وقتی هیچ هیچ بر جاده های باور ما کس پیاده نیست در گوشه ای سر به گریبان نشسته ایم آخرنصیب ما به محبت فتاده نیست افسوس که صادقانه شکفتن اجازه نیست

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

او با پاهای مجروح و دست های خونینش مرا بغل کرد و کشان کشان برد می توانی بفهمی؟ به این می گویند دوستی و دوستی چیز قشنگی است

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

دستم به تو که نمی رسد فقط حریف واژه ها می شوم ! گاهی هوس می کنم تمام کاغذهای سفید روی میز را از نام تو پرکنم ... تنگاتنگ هم بی هیچ فاصله ای !! از بس که خالی ام از تو ... از بس که تو را کم دارم ... آخر مگر کاغذ هم زندگی می شود ؟!!

¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وثـــوقـــي¥ ®_® ¥
¥ ®_® ¥فــــرديـــن _ وث...

بی تو لحظه ها میــــ گذرند ... دیگر شمـار لحظه هایی که بیـــــــ تو تلف شده اند را نمــــــ دانم ... بیــــــ تو مشرق آسمانم خاموش است ... شبم تاریک و طولانیست ... و من تنها به هوایـــــــــ تماشایــــــــ طلوع چشمان توست که چشمــانم را هنوز نبسته ام ...