سپهر
اگر با گريه دريايي بسازم اگر با خنده رويايي بسازم اگر خنده شود در من فراموش اگر گريه شود با من هم آغوش تو را هرگز نخواهم كرد فراموش
سپهر
دیگران گر به تمنای وصال تو خوشند / ما شبو روز به یک وعده دیدار خوشیم . . .
سپهر
دل های بزرگ و احساس های بلند ، عشق های زیبا و پر شکوه می آفرینند
سپهر
همیشه تلخ ترین لحظه ها را کسی میسازد که قشنگ ترین لحظه ها را با او باور داشتی . . .
سپهر
کاش پرده ميدانست تا زماني که پنجره باز است ، فرصت پرواز دارد
سپهر
نام تو را تا ميبرم قلبم غريبي ميکند / چشم انتظاري در دلم ، درد عجيبي ميکند . .
سپهر
تو همان ساده سرسبز نجيبي که / خدا در ميان دل پاکت ، صدف آينه کاشت . . .
سپهر
خواهم که سري باشم ، تو تاج سرم باشي / تا خاک رهي باشم ، تو رهگذرم باشي . . .
سپهر
من اگر کسي رو داشتم ديگه در به در نبودم / با غم غربت و اندوه ديگه همسفر نبودم
سپهر
با عشق دوست ماند و با يار بيقراري / از دوست درد ماند و از يار يادگاري . . .
سپهر
تقديم به کسي که رفت و مرا در آغوش تنهايي ، تنها گذاشت . . .
سپهر
عشق صداي سازگار است و بلاي ماندگار
سپهر
از جرم عشق گر پيش کسي راهم نيست يارب تو آگاهي که محبت گناه نيست . . .