سپهر
دلم از عشق سهم کمي داشت / برايم با تو بودن عالمي داشت . . .
سپهر
به نظر من جامعه انسانی یعنی مجموع انسان هایی که در یک محیط هستند و با هم در ارتباط هستند و بودن و نبودنشان جدیداً تاثیری در زندگیشان ندارد
سپهر
امشب دلم از آمدنت سرشار است / فانوس به دست کوچه دیدار است / آنگونه تو را در انتظارم که اگر / این چشم بخوابد ، آن یکی بیدار است .
سپهر
هنگام آشنایی, به زور دنبال شباهتهای نداشتهمان میگردیم؛ لحظهی جدایی, به زحمت در پی بزرگ نشان دادن تفاوتهای کم و کمرنگ شدهمان
سپهر
قطارنباش ك از ریل پیروی كنی،كشتی باش كه عظمت اقیانوس زیرپایت باشد
سپهر
رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم// تا دوست را به یاری نخوانیم،// برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند// طعم توفیق را می چشاند// و چه تلخ است لذت را تنها بردن// و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن// و چه بدبختی آزاردهنده ای ست تنها خوشبخت بودن// در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است// در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند// یاد تنهایی را در سرت زنده میكند// تنها خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است// تنها بودن ، بودنی به نیمه است// و من برای نخستین بار در هستی ام رنج تنهایی را احساس کردم.
سپهر
انگاه که ... ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه ی آرزوهایت حس می کنی؛ به خاطر بیاور که... زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است!!!
سپهر
فقط کسانی معنی دلتنگی رو می فهمند که طعم وابستگی رو چشیده باشند…
سپهر
گاه میتوان برای یک عزیز، چند سطر سکوت برجای گذاشت تا او در خلوت خود آن طور که دلش خواست آنرا معنی کند.