فرهاد
.میگی عاشق بارونی ولی وقتی بارون میاد چترتو باز میکنی میگی عاشق برفی ولی از یه گوله برف می ترسی میگی عاشق پرنده ای ولی اونو تو قفس زندانی می کنی میگی عاشق گلهایی ولی اونارو از شاخه میکنی چطور انتظار داری باورت کنم وقت میگی دوستت دارم؟؟؟
فرهاد
۲.هر زمان که احساس تنهایی کردی دستهایت را باز کن، سرت را بالا بگیر، یک نفس عمیق بکش، چشمهایت را باز کن و رو به آسمان نگاه کن و ببین: «از اون بالا کفتر میآید / یک دانه دختر میآید!»
فرهاد
عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند
فرهاد
لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...
فرهاد
بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش ميكند را هم خوش بو ميكند
فرهاد
زندگي هر آنچه لياقتش را د اريم به ما ميرسد نه آنچه که آرزويش را داريم
فرهاد
بزرگی را گفتم : زندگی چند بخش است ؟ گفت : دو بخش ، کودکی و پیری .... گفتم : پس جوانی چه شد ؟ گفت : با عشق ساخت ، با بی وفایی سوخت ، با جدائی مرد
فرهاد
خدایا! به من رفیقی بده كه با من گریه كند. دوستی كه با من بخندد را خودم پیدا خواهم كرد !
فرهاد
زندگي فقط فرصتي است براي تعالي، براي بودن، براي شكوفا شدن.
فرهاد
بر خاك بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حكایت سختی نیست. از پاكی اشكهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست
فرهاد
هیچ گاه به پایان فکر نکن زیرا لذت داشتن را تلخ می کند بگذار پایان تورا مانند آغاز غافلگیر کند
فرهاد
در خلوت من نگاه سبزت جاریست... این قسمت بی تو بودنم اجباریست، افسوس نمی شود کنارت باشم، بی تو هر ثانیه و هر لحظه ی من تکراری است..
فرهاد
ناپلئون شجاعت واقعي زماني است كه شخصي بتواند از اعماق مشكلات و بدبختي ها به زندگي لبخند بزند.