فرهاد
طی مسابقه دو استقامت در لرستان به دلیل منحرف شدن دوندگان از مسیر مسابقه،مسئولان پس از شش ماه تلاش توانستند دوندگان را حوالی یونان به ضرب گلوله متوقف و پیکر پاک آنان را به میهن اسلامی بازگرداندند
فرهاد
بگو ای یار بگو........که دلم تنگ شده.............
فرهاد
مدت هابود که می خواستم رازی را که در سینه دارم به تو بگویم. اما نتوانستم. دوست داشتم هنگامی که از کنارم می گذری این راز را در چشمان عاشقم بخوانی.ولی تو با بی اعتنایی می گذشتی تا اینکه امروز قلم را برداشتم تا از بی مهریت بنویسم. ولی وقتی قلم را از روی کاغذ برداشتم دیدم نوشته ام: "با تمام وجود دوستت دارم
فرهاد
همه زندگيم درد است،درد.نميدانم عظمت اين كلمه را درك ميكني يا نه؟ وقتي ميگويم درد تو...
فرهاد
میخوام دیگه این کلمه ها را مخفی کنم... میخوام اگه حرفی هست از زبان من نباشه از کلام من نباشه... نه دیگه نمیخوام... خیلی سال گذشته... نمیدونم چرا تمامی نداره...
فرهاد
عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید
فرهاد
عشق یعنی ترس از دست دادن تو
فرهاد
وقتی هیچ چیز جز عشق نداشته باشید آن وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کا[!]ت
فرهاد
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی، دوست داشتن پیوندی خودآگاه واز روی بصیرت روشن و زلال.
فرهاد
خسته ام ...! خسته نبودنت ...! خسته از روزهایی که بی تو شب میشود و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد ...! میگذرد ...! میگذرد و باز هم میگذرد
فرهاد
زمانی که همه چیز افتاده است عشق آن چیزی است که بر پا می ماند
فرهاد
امروز اگر نیایی دیر میشود، سایه من از ردپای آشنای تو بر روی دلم دور میشود وهمچنان دورتر میشود تا به آغاز فراموشی یکدیگربرسیم
فرهاد
دلت را سپردی به من و وعده همیشگی دادی، گفتی که با من همیشه چشمه زلال عشق در قلبت میجوشد؛
فرهاد
اولين روز آشنايي و نگاههاي معني دار دومين روز يادته؟پيشنهاد من به تو ولحظه هاي ماندگار اولين قرارمون روي نيمكت سرد شب احساس دلهره و عشق وتب نشد كه دستاتو بگيرم،خيلي دلگيرم از خودم از تو از كدومش بگم؟از بي وفايي هاي تو،يا از بزگترين دروغ تو تو كه گفتي خيلي دوستم داري تو كه ميبيني حال منو گفتم يه خواهشي دارم ازت،تنهام نزار نرو