فرهاد
معلم:"برای قطع جریان برق چه باید کرد؟ دانش آموز:"باید قبض برق را پرداخت نکرد."
فرهاد
به دانش آموزی گفتند:"دو حیوان دو زیست نام ببر؟" دانش آموز گفت:"قورباغه و برادرش."
فرهاد
اولی:"چرا سرت را توی قفس می کنی؟" دومی:"می خواهم خواب از سرم نپرد.."
فرهاد
دروغ نیست اگر بگویم که بی تو زنده مانی میکنم نه زنده گانی....
فرهاد
تو ای زیبا ترین شعر رهایی توای گلبرگ سرخ آشنایی میان کوچه های تار قلبم به دنبال تو می گردم کجایی ؟؟؟
فرهاد
توکوچ کردی و با یادها رفتی نسیم بودی و همراه بادها رفتی میان وسعت هنگامه سپیده سرخ طلوع کردی و بامداد رفتی به ارتفاع بلندی که تا خدا می رفت
فرهاد
روی قبرم بنویسید مسافر بوده ست بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده ست بنویسید زمین کوچه ی سرگردانی ست و در این معبر پر حادثه عابر بوده ست
فرهاد
یه دوست معمولی گریه تو رو ندیده –یه دوست واقعی شونه هاش از اشکهای تو خیسه یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادرت رو نمیدونه ---یه دوست واقعی شماره اونا رو توی دفترش داره
فرهاد
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است: 1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
فرهاد
نمی دانم چه می خواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته ست در تنگ قفس باز است و افسوس که بال مرغ آوازم شکسته ست نمی دانم چه می خواهم بگویم غمی در استخوانم می گدازد خیال ناشناسی آشنا رنگ گهی می سوزدم گه می نوازد گهی در خاطرم می جوشد این وهم ز رنگ آمیزی غمهای انبوه که در رگهام جای خون روان است سیه داروی زهرآگین اندوه
فرهاد
توسط پیامک
درانتهای نگاهت کلبه ای میسازم تامبادابگویی ازدل برودهرانکه ازدیده رود.
فرهاد
توسط پیامک
همه نازن تو ناناز همه سیرن توپیاز همه شورن تو شکر همه قلوه ن توجیگر