farzad
توسط موبایل
به نظر من به غیر از دست تقدیریه چیزی هم هست به اسم شصت تقدیرکه عجیب حس میکنم بعضی وقتها سمتمون گرفته شده :
farzad
توسط موبایل
خيلی ديره ؛وقتي که تازه می فهمی اونی که ازهمه ساکت تر بود ،بيشتر از همه دوستت داشت ،...ولی ....تو حواست به شيرين زبونی يه عشق دروغي بود
farzad
توسط موبایل
وقتی شیری طعمه اش را با آمدن لاشخورها رها میکند، نشان ترس نیست...بلکه باورش این است که طعمه اش دیگر ارزش خوردن ندارد
farzad
توسط موبایل
سرباز قبل از اینکه به خانه برسد با پدر و مادر خود تماس گرفت و گفت: پدر ومادر عزیزم جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه برگردم؛ ولی خواهشی از شما دارم. رفیقی دارم که می خواهم او را با خود به خانه بیاورم.پدر و مادر او در پاسخ گفتند: ما با کمال میل مشتاقیم که او را ببینیم. پسر ادامه داد : ولی موضوعی است که باید در مورد او بدانید؛ او در جنگ بسیار آسیب دیده و در اثر برخورد با مین یک دست ویک پای خود را از دست داده است، و جایی برای رفتن ندارد و من می خواهماجازه دهید او با ما زندگی کند.پدرش گفت: ما متاسفیم که این مشکل برای دوست تو به وجود آمده است. ما کمک میکنیم تا او جایی برای زندگی در شهر پیدا کند.پسر گفت: نه؛ من می خواهم که او در خانه ما زندگی کند آنها در جواب گفتند: نه؛ فردی با این شرایط مو جب دردسر ما خواهد بود.ما فقط مسئوول زندگی خودمان هستیم و اجازه نمی دهیم او آرامش زندگی ما را بر هم بزند. بهتر است به خانه بازگردی و او را فراموش کنى ،دراین هنگام پسر با ناراحتی تلفن را قطع کرد و پدر و مادر او دیگر چیزی نشنیدند.چند روز بعد پلیس نیویورک به خانوادهپسر اطلاع داد که فرزندشان در سانحهسقوط از ی