farzad
مدام احساساتم بالا پایین میشه و چیزایی رو میخوام که نمیتونم داشته باشمشون.الان یهو دلم واسه ننم(مادر) و قرمه سبزیاش تنگ شد
farzad
تاکه بودیم نبودیم کسی؛گشت مارا غم بی هم نفسی*تاکه خفتیم همه بیدار شدن/تاکه مردیم همگی یار شدن\قدر ان شیشه بدانید که هست نه در ان موقع که افتادو شکست
farzad
یوقتایی که دارم پستارو لایک میکنم انقد جو میگیره که پستای خودمم لایک میزنم
farzad
داشتم به این فک میکردم که میشه بعضی وقتام خورد و نزد