farzad
تواین ی سال و اندی دنبالرو انقدر خلوت ندیده بودم
farzad
کاش میشد خودم را ی جایی جا بزارم و برگردم ببینم نیستم
farzad
بی خیالت که میشم تو کوچه های علی چپ دنبال دلم میگردم
farzad
وقتی فصل درس و امتحانه کاربرارو از در بیرون میکنی از دیوار میان و خروس خون صب میرن؛الان که تابستونه همه بیکار ساعت یازده همه خوابن