farzad
میدونن من هنوز با ی سری مشکلاتم کنار نیمدما باز چوب میکنن لا چرخم و واسه خودشون تز میدن
farzad
بی پدر نمیدکنه وقتی روانی بشم زنده و مردرو یکی میکنما؛بازم میپیچی به پروپام
farzad
بدم میاد ازینایی که وقتی خشمت تو اوجه میان وسط ادای بابابزرگارو در میارن
farzad
ادمی ساخته افکار خویش است؛فردا همان خواهد شد که امروز به ان می اندشی
farzad
وجودت را بر ماندگارترین ستون خوبیها مینگارم تا بدانی یادت برایم همیشه عزیز بوده و تا همیشه عزیز خواهد ماند
farzad
در تنور عاشقی سردی مکن؛در مقام عشق نامردی مکن؛حرف مرد میزنی مردانه باش و در سرای عاشقی افسانه باش
farzad
نمیدونم چرا امروز دلم عجیب واسه ی بنده خدا تنگ شده