farzad
غروب امروز مث غروب جمه دلگیره!!!
farzad
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از ان خارج میشد و به من گفت نرو بن بست؛گوش نکردم و رفتم؛کوچه بن بست بود؛وقتی برگشتم رسیدم سر کوچه پیر شده بودم
farzad
گاهی فک کردن به بعضی ها ناخود اگاه لبخندی بر لبانت مینشاند؛چقدر دوست داشتنی اند این لبخند ها و چه عزیزند این بعضی ها
farzad
بعد تعطیلات وقتی همه میرن؛دورت خلوت میشه؛خیلی حس گندی به ادم دست میده
farzad
این تعطیلات خیلی زود گذشت...!!!
farzad
دیشب 33پل بودم؛وقتی دیدم خشک شده حالم گرفته شد
ارزوی بهترینارو برات دارم
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 5 ساعت و 20 دقيقه قبلممنونم دوست خوبم!
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 37 دقيقه قبل توسط موبایل