Farzan
فقر اينه که وقتي با زنت مي ري بيرون مدام بهش گوشزد کني که موها و گردنشو بپوشونه، وقتي تنها ميري بيرون جلو پاي زن يکي ديگه ترمز بزني و بهش بگي خوششششگلهههه
Farzan
فقر اينه که از بابک و افشين و سياوش و مولوي و رودکي و خيام چيزي جز اسم ندوني اما ماجراهاي آنجلينا جولي و براد پيت و سير تحولي بريتني اسپرز رو پيگيري کني
Farzan
فقر اينه که ماجراي عروس فخري خانوم و زن صيغه اي پسر وسطيش رو از حفظ باشي اما ماجراي مبارزات بابک خرمدين رو ندوني
Farzan
فقر اينه که بچه ات تا حالا يک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو هر سال محرم حسينيه راه بندازي
Farzan
فقر اينه که شامي که امشب جلوي مهمونت ميذاري از شام ديشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه
Farzan
فقر اينه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛
Farzan
فقر اينه که ۲ تا النگو توي دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توي دهنت؛
Farzan
خواهم تو را مهمان کنم در گوشه ای از قلب خود آیا قبولش می کنی این کلبه ویرانه را
Farzan
درود بر تمام جوانان پارسی
Farzan
جواني چون كبوتر بود و بودم يكي طفل كبوتر باز
سرودي داشت آن مرغك ـــ
كه از بانگ سرودش مست بودم، شادمان بودم
به شوق نغمه مستانه او نغمه خوان بودم
نوائي داشت
حالي داشت
گه بي گاه با طفل دلم قال و مقالي داشت
Farzan
جواني ، داستاني بود پريشان داستان بي سرانجامي غم آگين غصه تلخي كه از يادش هراسانم به غفلت رفت از دستم، وزين غفلت پشيمانم
Farzan
هنوز
باور نميكنم
كه خيلي كوچك باشد
اينجا
كسي ديگر به فكر ما نيست
هيچ كس ديگر با ما نيست
كسي پروانهها را
بهانه نميكند
كه گاهي در پناه داووديها
پنهان شود از ديد كلاغهاي هزار ساله
كسي به فكر غربت ما نيست
و براي تنهايي ما
آهي نميكشد
كسي به خاطر ما
خاطرات هزار سالهاش را
مرور نميكند
Farzan
پروانه ها در هيچ قفسي ماندگار نمي شوند اين ورد را هر روز شراب كهنه ي لب هاي تو مي ريزد بر چشم هاي كويري ام .