دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

farzad
مرد - مجرد
امتیاز: 342.95

دنبال‌شدگان

(53 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(77 کاربر)

گروه‌ها

(14 گروه)

بازدید

farzad
farzad

ـ به نظر شما تفاوت های اصلی دخترها و پسر ها چیست؟ ـ به نظر شما یه دختر یا یه پسر خوب باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

farzad
farzad

به مرد بودن افتخار کنید همیشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود مدت زمان مکالمه‌ی تلفنی شما حداکثر۳۰ ثانیه است برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می‌کنید دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند جنسیت شما در موقع مصاحبه‌ی استخدام مطرح نیست لازم نیست کیفی پر از لوازم بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید. ظرف مدت ۱۰دقیقه می‌توانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید همکارانتان نمی‌توانند اشک شما را در بیاورند گر در ۳۴ سالگی هنوز مجردید، احدی به شما ایراد نمی گیرد رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبیعی است با یک دسته گل می‌توانید بسیاری از مشکلات احتمالی را حل کنید وقتی مهمان به خانه‌ی شما می‌آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید بدون هدیه می‌توانید به دیدن تمام اقوام و دوستانتان بروید می‌توانید آرزوی هر پست ومقامی را داشته باشید حداقل بیست راه برای بازکردن در هر بطری نوشابه‌ی داخلی یا خارجی بلد هستید ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید هر ساعتی دلتون بخواد میتونید از خونه

farzad
farzad

مزيت مرد بودن! (طنز) ۱-اسم هر جك و جونوري رو روي شما نميگذارند از قبيل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرك و موارد ديگر كه اينجا جاش نيست! ۲-در عروسي ميتونيد لباسي رو كه بارها به تن كرديد رو دوباره بپوشيد! ۳-ميتونيد هر صد سال يه بار هم موهاتون رو شونه نكنيد و بعد بگيد مد روزه! ۴-از ترس اينكه كسي سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قايم نميكنيد! ۵-مطمئنا استهلاك فك شما به مراتب كمتر است! ۶- مدل لباس دختر شمسي خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نميكنه! ۷-در موقع استرس هيچوقت ناخنهاي خود را نميجويد! ۸-هفته اي دو بار شكست عشقي نميخوريد! ۹-لازم نيست از ۱۸ سالگي موهاي سرتون رو رنگ كنيد چون موهاي جوگندمي خيلي هم به شما مياد! ۱۰- فقط شما ميتونيد بريد استاديوم! ۱۱- خودتون پنچري ماشينتونو ميگيريد! ۱۲-لازم نيست با قرار دادن انواع جكهاي هيدروليك و غير هيدروليك در پاشنه كفش قدتون رو افزايش بديد! ۱۳- ميتونيد تمام روز بادوستانتون بريد كوه و وقتي برميگرديد خونه براي خانمتون تعريف كنيد كه چه روز پركاري داشتيد! ۱۴- موقع خواستگاري به هيچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سيني چاي نيستيد! ۱۵-

farzad
farzad

عروسي رفتن دخترها!!!!! دو، سه هفته قبل از عروسي، دغدغه ي خاطرش اينه كه : من چي بپوشم؟! توي اين مدت هر روز يا دو روز يه بار " پرو" لباس داره... اون دامن رو با اين تاپ ست مي كنه، يا اون شلوار رو با اون شال!! ممكنه به نتايجي برسه يا نرسه! آخر سر هم مي ره لباس مي خره!! بعد از اينكه لباس مورد نظر رو انتخاب كرد...حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرايش صورتش و تعيين مي كنه...اگر هم توي اين مدت قبل از مهموني، چيزي از لوازم آرايش مثل لاك و سايه و...كه رنگهاشو نداره رو تهيه مي كنه... حتي مدل مويي كه اون روز مي خواد داشته باشه رو تعيين مي كنه...مثلا ممكنه " شينيون" كنه يا مدل دار سشوار بكشه...! البته سعي مي كنه با رژيم غذايي سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بكنه... يه رژيمي هم براي پوست صورت و بدنش مي گيره..! مثل پرهيز از خوردن غذاهاي گرمي! ماسك هاي زيادي هم مي زاره، از شير و تخم مرغ و هويج و خيار و توت فرنگي و گوجه فرنگي(اينا دستور غذا نيستا!!)گرفته تا ليمو ترش ( اين ليمو ترش واقعا معجزه مي كنه، به يه بار امتحانش مي ارزه!) اين ماسك ها براي شفاف سازي!( ببخشيد سياسي شد!) پوسته... البته حتما توي اين مدت يه

farzad
rmloverm.jpg farzad

farzad
farzad

مردها مثل « مخلوط كن » هستند در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد مردها مثل « كامپيوتر » هستند كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند مردها مثل « سيمان » هستند وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند مردها مثل « جاي پارك » هستند خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم مردها مثل « ذرت بو داده »هستند بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند مردها مثل « باران بهاري » هستند هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند ارزان هستند و غير قابل اطمينان مردها مثل « موز » هستند هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند مردها مثل « نوزاد » هستند در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد

farzad
farzad

يه روزي فكر ميكردم بدون تو ميميرم پيش خودت ميگفتي تو چنگ تو اسيرم يه روزي فكر ميكردم كنار تو ميمونم تا دنيا دنيا باشه از عشق تو ميخونم يه روزي فكر ميكردم برام خيلي عزيزي اگه يه روز نباشي دل رو به هم ميريزي يه روزي فكر ميكردم صادق و باوفايي اما حالا ميبينم از اين حرفا رهايي برام ديگه مهم نيست عاشق من نباشي فقط مي خوام خيلي زود از پيش من جدا شي فقط بدون كه ديگه تو قلب من تو مردي خيلي وقته ميدونم قلبم و از ياد بردي منم ميخوام رها شم ميخوام با تو نباشم منم ميخوام مثل تو با يكي آشنا شم الان ديگه ميفهمم كه عشق تو سراب بود خدا رو شكر تو قلبم هنوز يه قطره آب بود خداحافظ عزيزم.حال دلت خرابه تو ديگه هيچي نيستي عشقت مثل حبابه ازم گرفت سرنوشت بدیه اول جاتو ازم گرفت صبح فردا شد دیدم رد پاتو ازم گرفت تا می خواستم به چشمای روشنت نگا کنم مال دیگری شدی و چشاتو ازم گرفت تو رو جادو کرد یکی با یه چیزی مثل طلسم اثرش زیاد بود و خنده هاتو ازم گرفت تو با من حرف می زدی نگات یه جای دیگه بود خدا لعنتش کنه ، اون ، نگاتو ازم گرفت لحظه هات یه وقتایی مال دوتامون می شدن اون حسود ، اون دو سه تا لحظه ها تو ازم گرفت خیل

farzad
farzad

*سهم من خانه ای اجاره ای در قلب توست ! و هر روز ... ترس از ریختن وسایلم در کوچه ها ! *با صفحه شطرنج دلم چه کرده ای که سربازهای حرفهایم تفنگ سکوت رو به من گرفته اند قلعه های شادیم فرو ریخته اند اسب های صداقتم رام تو گشته اند فیل های غرورم به زانو در آمده اند وزیر غیرتم در دوئل باخته است و شاه دلم همان یک حرکتش را به تو بخشید ... و تو ،حکم انتظار و سکوتش را ناجوانمردانه صادر کردی...

farzad
farzad

من به درماندگی صخره و سنگ من به آوارگی ابر و نسیم من به سرگشتگی آهوی دشت من به تنهایی خود می مانم من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی گیسوان تو به یادم می آید من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی شعر چشمان تو را می خوانم چشم تو چشمه شوق چشم تو ، ژرف ترین راز وجود برگ بید است که با زمزمه جاری باد تن به وارستن عمر ابدی می سپرد تو تماشا کن که بهاری دیگر پاورچین پاورچین از دل تاریکی میگذرد و تو در خوابی و پرستو ها خوابند و تو می اندیشی به بهاری دیگر و به یاری دیگر نه بهاری و نه یاری دیگر - حیف اما من و تو دور از هم می پوسیم غمم از وحشت پوسیدن نیست غمم از زیستن بی تو در این لحظه پر دلهره است دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست از سر این بام این صحرا این دریا پر خواهم زد خواهم مرد غم تو این غم شیرین را با خود خواهم برد

farzad
farzad

وقت رفتن… وقت رفتن، تو چشماش نگاه نکردم آسمون چشماشو ابری نکردم با یه قلب پاره پاره، برمی گشتم از دیارش به یاد اون گُل سرخی که می داد به دست یارش قلب من براش می تپید، اون ولی چیزی نمی گفت توی قلب ساده ی من، باز گُل عاشقی می شکفت توی دنیایی که داره، آسمون پر از ستاره اس من ولی دنیایی دارم، که شباش فقط خاطره اس خاطراتی پُرِاز عشق پُرِ از شادی و خنده همه لحظه های نابی که دیگه برنمی گرده همه واژه های این شعر بمونه به یادگاری شاید یک روزی شقایق، بخونه برای یاری

farzad
farzad

جز با تو دل را عاشق فردي نكردم با هيچكس غير از تو همدردي نكردم باچهره گرم و بهارين تو اي گل چون سيلي باد خزان سردي نكردم كنج اتاق شعر با يادت نشستم در كوچه‌هاي هرزه ولگردي نكردم گفتي به ناز و عشوه مارا بوسه اي كن لب را جلو يك لحظه آوردي نكردم با آنكه آزردي دلم را و شكستي آن بي وفائيها كه مي‌كردي نكردم تندي نمودي و جفا كردي و رفتي بي‌معرفت من با تو نامردي نكردم

farzad
farzad

چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی‌ ، حس کنی هنوزم دوسش داری چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده …. چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی…. چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری ……. چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی : گل من باغچه نو مبارک

farzad
farzad

*سهم من خانه ای اجاره ای در قلب توست ! و هر روز ... ترس از ریختن وسایلم در کوچه ها ! *با صفحه شطرنج دلم چه کرده ای که سربازهای حرفهایم تفنگ سکوت رو به من گرفته اند قلعه های شادیم فرو ریخته اند اسب های صداقتم رام تو گشته اند فیل های غرورم به زانو در آمده اند وزیر غیرتم در دوئل باخته است و شاه دلم همان یک حرکتش را به تو بخشید ... و تو ،حکم انتظار و سکوتش را ناجوانمردانه صادر کردی...

farzad
farzad

به دنیا پا نهاده ای درست مانند : کتابی باز،ساده و نانوشته باید سرنوشت خود را رقم بزنی خود و نه کس دیگر چه کسی می تواند چنین کند؟ چگونه؟ چرا؟ به دنیا آمده ای! هم چون یک بذر زاده شده ای می توانی همان بذر بمانی و بمیری اما می توانی گل باشی و بشکفی می توانی درخت باشی و ببالی!

farzad
farzad
در فوتبال

kam avordinnnnnnnnnnnnnn