farzad
هر کی اهل فوتباله بیاد تو www.myfc.irیه تیم برای خودش باز کنه
farzad
دلم برات تنگ شده خیلی وقته لحظه دوری ازتو خیلی سخته
نمی دونی چه تلخه بی تو بودن چه معنی داره بی تو شعر سرودن
دلتنگی هام فراون دل دیگه بی تو داغون دنیابا اون بزرگیهاش بی تو برام یه زندون
...
هوای چشمام بارون
هیچکس جزتو ندارم که سر رو شونش بزارم باز مثل ابرای بهار واسش یه دنیا ببارم
به سرهوای تودارم اینجوری داغونم نکن من که اسیر عشقتم بیا و زندونم نکن
farzad
ین روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...
من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی ...تمام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهیت فروختی ، اولین مهمان تنهایی هایم بودی...
روزی را که قایقی ساختیم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به دریای حوادث رهسپارکردیم دستانم از پارو زدن خسته بود ... دلم گرفته بود...زخم دستهایم را مرهم شدی و شدی پاروزن قایق تنهایی هایم... به تو تکیه کردم...
هیچ گاه از زخمهای روحم چیزی نگفتم و چه آرام آنها را در خود مخفی کردم ...
دوست داشتم برق چشمانت را مرهمی کنی بر زخمهای دلم اما لیاقتش را نداشتم....
مدتها بود که به راه های رفته... به گذشته های دور خیره شده بودی ...من تک و تنها پارو می زدم و دستهایم از فرط رنج و درد به خون اغشته
farzad
اگه کسی که عاشقش هستی به تو خیانت کنه چیکارمی کنی؟
farzad
دفتر عشـــق كه بسته شـد ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم از تــــو گــــله نميكنــــــــــــــــــــــــــ
farzad
آه یگانه عشق من..نیسی کنارم..تا ببینی به من میگن..تو خواستی به زور منو تحمل کنی..میگن فراموشت کنم..میگن دوستم نداشتی..عشق من..جرا نمیای؟..چرا میذاری اینجوری خردم کنن..مگه داد نمیزدی عاشقمی..بیا به اینا هم بگو..نذار این اشکای لعنتی بیش از این لهم کنه.
farzad
حالا.. باز هم اومدم یه خورده بنویسم.. دستام خیلی خسته ان..چشام خیس ان...گلوم رو میفشارم... نمیخوام صدای هق هق ام بپیچه.. سردر گمم.. بازم وجود خسته ام رو به دستان بی رحم سرنوشت سپرده ام.. آی سرنوشت میشنوی صدام رو.. ازت متنفزم...خستم کردی.. آره دارم جا میزنم..خوشحال باش..دیگه نمیخوام باهات بجنگم...
farzad
جز تو ٬ کی میتونه عزیز من باشه ؟!کی میتونه تو قلب من جا شه ؟!مگه میشه مثل تو پیدا شه ؟!همه چیزم ٬ وای عزیزم ...جز من ٬ کی واسه دیدن تو مریضه ؟! اسمتو رو قلبش مینویسه ؟!گونه هاش از ندیدنت خیسه ؟!همه چیزم ٬ وای عزیزم ...تو نباشی ٬ بی قرارم ...بد میبینم ٬ بد میارم ...بی تو من ٬ حس ندارم ...سر به زیرم ٬ گوشه گیرم ٬ کاش بمیرم ... !بی تو من ٬ همه چیزم ... وای عزیزم ٬ همه چیزم !واسه ما دو تا ٬ کی بهتر از ما ؟!از همین امروز ٬ تا آخر دنیا
farzad
وقتی كه دیگر نبود .....من به بودنش نیازمند شدم.وقتی كه دیگر رفته بود........من به انتظار امدنش نشستم.وقتی كه دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم.وقتی او تمام كرد من شروع كردم......وقتی او تمام شد من اغازشدم...................و چه سخت است تنها متولد شدن......مثل تنها زندگی كردن.......مثل تنها مردن......
farzad
خیلی وقت ها رد بوسه ها میان اطاق تاریک میچکد رد دست ها به روی سینه ها داغ میشود اشک ها مهر میشود به روی خاطره ها بوی خون میگیرند به جای کمی عشق این رابطه ها بوسه ها گستاخ تر میشوند برای کسی به دنبال طعم جدیدی، هوسی میان اطاق های تاریک پر میشود از تکرارها، رابطه ها عشق ها خیره میمانند به تکرار این خیانت ها کاش رد خیانت میان دو چشم باقی میماند یا که رد بوسه ها میان حنجره ها
farzad
تو هم با من نمی مانی, برو بگذار برگردم, دلم می خواست می شد با نگاهت قهر می کردم
برایت می نویسم, آسمان ابریست,دلتنگم و من چندیست دارم با خودم, با عشق می جنگم.
اگر می شد برایت می نوشتم روزهایم را, سهم چشم هایم را, سکوتم را, صدایم را, اگر می شد برای دیدنت دل دل نمی کردم.
اگر می شد که افسار دلم را ول نمی کردم...
farzad
چشمام کم کم دیگه تار می شه خدای من