فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
به دنبال صدایم باش .......برای تو اگر رازم من آواز بیابانم .......صدای بعضی بارانم بریده از یستانم ......نمی دارم که می خوانم من آن دریای دل بازم .....که با ساحل نمی سازم دل آیینه پردازم .....میان دوست و آوازم مرا از بودم بشناس ......که قسمت کرده ام با تو مرا که خود نمی دانم در آیینه منم یا تو به من از من شکلیت کن ......مرا از من حکایت کن از این دریای دل تنگی .......به یک جرعه قناعت کن صدای زخمی سازم ........نه پایانم نه آغازم برای گم شدن در عشق .....نوراکم دارد آوازم هوای ابر پاییزم .....به آسانی نمی بازم ولی با تو فقط با تو .......هزاران گفتی دارم مرا قصه ام بشناس ......که با تو قصه ها دارم صدای بعضی بارانم .......مرا بشفو که می بارم......
فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
به دنبال صدایم باش .......برای تو اگر رازم من آواز بیابانم .......صدای بعضی بارانم بریده از یستانم ......نمی دارم که می خوانم من آن دریای دل بازم .....که با ساحل نمی سازم دل آیینه پردازم .....میان دوست و آوازم مرا از بودم بشناس ......که قسمت کرده ام با تو مرا که خود نمی دانم در آیینه منم یا تو به من از من شکلیت کن ......مرا از من حکایت کن از این دریای دل تنگی .......به یک جرعه قناعت کن صدای زخمی سازم ........نه پایانم نه آغازم برای گم شدن در عشق .....نوراکم دارد آوازم هوای ابر پاییزم .....به آسانی نمی بازم ولی با تو فقط با تو .......هزاران گفتی دارم مرا قصه ام بشناس ......که با تو قصه ها دارم صدای بعضی بارانم .......مرا بشفو که می بارم......
فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
دوست داشتن صداي چرخاندن کليد در قفل عشق باز نشدن ان کاري که ما بلديم اما......باز کردن
فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
من پذیرفتم شتم شکست خویش را پندهای عقل دور اندیش را می پذیرفتم که عشق افسانه است این دل در د آشا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموش هم آغوشت کنم می روم از رفتم دل شادباش از عذاب دینم آزاد باش گرچه تو نتها تر از ماهی روی آرزو دارم بفهمی درد راطحی بر خورد های سردار ....
فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
من 2 تا تو را دوست دارم ......یکی از دنیا .....یکی او ن دنیا
فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
من ازت خاطره دارم این خودش درد کمی نیست ......
فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
دنیا را بد ساخته اند ......کسی را دوست داری تو را دوست نمی داد کسی که را دویت دارد تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری واو هم تو را دوست دارد به رسم آنین هر گز به هم دونمی رسند و این رنج است زندگی یعنی این .......
فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
چشم من بیا منو یاری بکن گونه هام خشکیده شد کاری بکن غیره گریه مگه کاری میشه کرد کاری از ما نمیاد زاری بکن اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد هر چی دریا رو زمین داره خدا باتمو مه ابرای آسمونا کاشکی میداد همه رو به چشم من تا چشمام به حال من گریه کنن.
فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
همه شهر عاصی ان از دست من که این قدر در گیربی تو بودم که میگردم سراشبمه پی ات دانم در حال تراته خوندنم چه رویایی شد ی تو ذهن من شدم هیچ و تویی تکرار من به جور شستی عقل و از سرم که داغونه همه افکار من شدم سر در گم دنیای تو به دنبالت آواز تو چه تقدیری رقم زد عشق به پایام کشید آغاز تو همه دلواپسه احوال من منم دلواپسته احوال تو دیگه دیگه عاصی شدن از دست من دیگه عاصی شدن از دست من که می گردم من دنبال تو چه رویایی شدی تو ذهن من شدم هیچ و تویی تکرارمن به جور شستی عقل و از سرم که داغو نه همه افکار من