فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
در آغوشم که میگریی آنقدر آرام می شوم که فراموش می کنم باید نفس بکشم .....
فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
بوددت را بومیکشم بوی خواستن میدهد برایم آشنا نیست نفس عمیق میکشم که ببعلم تمام این خواستن ها را یک جا ...
فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
چشمهایت سیرات سراب و نگاهم ،تاول زده از تابش تشنگی برویم دعای باران بخوانیم تو با دل من من با دل تو باور کن با لبخند چتر هایمان بر می گردیم
فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
آروم بگیر دیگه بسته دلم عادت بکن به تنهایی دلم
فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
دلسپردن دست او دیوانگیست غیر از من کسی دیوانه نیست گریه کردن تا سحر کار من است شاهد من چشم بیمار من است فکر می کردم که او یار من است
فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل
کار و او آتش زدن من سوختن در دل شب چشم بر درد دوختن من خریدن ناز او نفر وختن باز آتش در دلم افروختن