با " یکی بود یکی نبود " شروع می شود این قصه ... با یکی ماند و یکی نماند، تمام ... یکی، من بودم یا تو ، مهم نیست ... مهم قصهای ست که تمام می شود ... !/ [رضا کاظمی]
نکونام : اگر طلبم را هم بدهند باز هم از اين تيم خواهم رفت.
رحمتي: آمادهام که به تيم ملي کمک کنم .. تیم بعدیم سپاهان یا پرسپولیس »»» البته ما این پنگوئن رو نمیخوایم
صادقي: از امارات پيشنهاد دارم و میروم
منتظری : منتظری از تمام بازیکنان استقلال خداحافظی کرد... فصل آينده در قطر توپ خواهد زد.
اشجاری :بايد شرايط را ببينم، اگر اينگونه باشد نميدانم که چه تصميمي خواهم گرفت.
بیک زاده : بهتر است علت بيعدالتيها را از فتحاللهزاده بپرسيد.
حاتمی : من 5 درصد از قرارداد خودم را گرفتهام اما نميدانم به چه شکل اين پول توزيع شده است؟ آیا میمانید ؟ نميدانم چه اتفاقي در آينده خواهد افتاد.
و اما اسطورشون (بعد از بازی در آغوش مربی) : #فرناز »»» قبل از امدن به استقلال : من شاگرد مکتب حجازیم و با این بی اخلاق ها (قلعه نوعی) کار نمیکنم ... بعد از آمدن به استقلال : همواره در آغوش امير کله مرغی
من عاشقم . . .
عاشق شب های پرستاره و مهتابی
در کوچه پس کوچه های دلواپسی و دلتنگی
در انتظار دیدار یک آشنا
من عاشقم . . .
عاشق پاکی و معصومیت
عاشق نگاهی پاک و بی ریا
عاشق سبزی بهار و
عاشق تمام شقایق هایی که عاشقند
و در آخر من عاشقم . . .
عاشق تو
عاشق با تو بودن و
بدون تو من عاشق هیچ چیز نخواهم . . .