@╰☆╮ پرندیس ╰☆╮ خوابم نمی برد ... گوشهایم عادت کرده به شب بخیر گفتن هایت... بدون تو در برزخ اغوشم گرفتارم ... تمام سهم من از تو تنها قطعه ای عکس است...
@\\\\"✿◕ دريا ◕✿\\\\" دیروز مترسکی را دیدم قهر کرده بود و...می گفت اهای کلاغ ها بیایید به مزرعه بخورید اما به اندازه وسعت شعورتان...آخر دلم از این مردم گرفته ....همیشه لباس های کهنه خود را بر قامتم می پوشانند آن وقت انتظار اندیشه نو دارند....من عهد کرده ام عهد این مردم بی احساس را بشکنم....شاید اینکه گنجشکان دیگر به دیدنم نمی آیند از کهنگی قامتم باشد...شاید..
@Sara the pessimist(*_*) خدا حق دارد اگر پشتش را به من بکند...گوش هایش را محکم بگیرد چشم هایش را با فشار روی هم ببندد...که نه التماس هایم را بشنود.. نه اشک هایم را ببیند!!! بخدا حق دارد اگر چنین کند.....وقتی تو را بیشتر از خدایم یاد می کنم!!!
به محضِ اینكه احساس كردین غرورتون بازیچۀ كسی شده كوله بارِ آرزوهاتونو بردارین و بزنین به چاك داغِ زانو زدنتون رو به دل هر كی كه با غرورتون بازی می كنه بذارین..
@♥ღ سکوت زندگی♥ღ من در میان مردمی هستم که باورشان نمیشود تنهایــــم میگویند خوش بحالت که خوشحالی نمی دانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاست برای دوست داشتن مــــــــن