♥یــﮧ لحــــ♥ــــظﮧ♥
توسط موبایل
اه عمیقی میکشم....در برابر کاری که تو کردی...خیلی کم است...ولی پر از حرفهای پنهان است....
♥یــﮧ لحــــ♥ــــظﮧ♥
توسط موبایل
خاطراتت کمی آنطرف تر در گوشه ای ...روی زمین ... کنارم افتاده اند مچاله ... پر درد دیگر توان بلند کردنشان را ندارم ...
♥یــﮧ لحــــ♥ــــظﮧ♥
توسط موبایل
ســـرم در ضیــافت زانــویم یــا زانـویم در میــان بــازویم جــا خــوش كــرده اســت نمــی دانم ، فــقط مــی دانم کــه در غــمت ، مچــاله ای بــیش نیستــم ، تمــام پیكــرم در آتــش دوریــت مــیسوزد ، و هیمــه اش خــاطرات دیــروز تــوست ، روزی كــه بیایــی ، خــاكسترم را بــه كــدام ســمت بــه بــاد خواهــی داد ؟ .
♥یــﮧ لحــــ♥ــــظﮧ♥
توسط موبایل
یک نفر در من هست که درد دارد، یک نفر که انگار زیاد هم غریبه نیست، فقط به خوبی ها بی اعتمادست، به دوستت دارم ها حمله می برد. دوست دارم یک شب از خودم رد شوم، بروم این غریبه ی عاصی را بگیرم توی آغوشم درِ گوشش بگویم: ششش... آرام بگیر... تو جات توی قلبِ من امن است
♥یــﮧ لحــــ♥ــــظﮧ♥
توسط موبایل
اینجا قلب منست..خانۀ عاطفه ام..بی غَل و غَش..صاف و یکرنگ.. بوق نزنید !!! تردد و تعلل با تظاهر ، ممنوع.. دروغ غ غ بر باور من هم ، ممنوع.. بد به حالِ آنکسی که در محل ، آشغال بریزد...
♥یــﮧ لحــــ♥ــــظﮧ♥
توسط موبایل
خطاب به آقایون مرد باید اون قدر جذبه داشته باشه تا همیشه یک قدم جلوتر راه بره نه به خاطر غرورش ، به خاطر اینکه یک سپر باشه واسه عشقش....
♥یــﮧ لحــــ♥ــــظﮧ♥
توسط موبایل
بعضــی از غــــم هـــا حل شدنـی نیستند ، ته نشین میشوند ته ته قلبت گاهی با کوچکترین تلنگری شـــــناور می شــــوند و روزهای آفتابی تــــرا ابری میکنند... این نوع از غم هـا از بین نمیروند و دوباره رسوب میکنند ته قلبت غیر قابلِ هضــــم شدن هستند ; باید یاد بگیری در کنار این نوع از غم هــابه آرامـی زند گی کنی!
♥یــﮧ لحــــ♥ــــظﮧ♥
توسط موبایل
آرزوي من اينست:كه دروجودت خانه اي داشته باشم حتي به مساحت يك ياد!
♥یــﮧ لحــــ♥ــــظﮧ♥
توسط موبایل
نمیدانم "فرهاد" ازچه می نالید... او که تمام زندگی اش "شیرین" بود ...
♥یــﮧ لحــــ♥ــــظﮧ♥
توسط موبایل
دیگر خبری از تورم نیست من شعرهایم را می فروشم دخترک هفت ساله، گل هایش را می فروشد آن مرد چهل ساله، کلیه اش را و زیباتر از همه آن زن سی ساله، اندامش را اینجا، همه چیز آرام است راحت بخوابید.
♥یــﮧ لحــــ♥ــــظﮧ♥
توسط موبایل
نبودن هایت آنقدر زیاد شده اند که هر رهگذری را شبیه تو می بینم !! نمی دانم غریبه ها " تــــــــــــــــــــو " شده اند یا تو " غریبـــــــــــــــــــــــــــه " ؟؟!!
♥یــﮧ لحــــ♥ــــظﮧ♥
توسط موبایل
روی شیشه با قرمز نوشته بود: " آی سی یو " و من بیخودانه داشتم فكر میكردم " آی سی یو " یعنی " می بینمت " پرستار با وحشت گفت: بیمار از دست رفت ... و من كبود شدم ...... از دست می روم ... شوك می دهند از تخت می جهد... جسم مرده ام اما خط مانیتور مراقبت های ویژه همچنان صاف است... هیچ كس نمی داند كه فقط تنفس مصنوعی كارساز است آن هم از لبهای مكرر تو... جسدم كه رفت !!روحم هنوز بیخودانه فكر می كند " آی سی یو " یعنی " می بینمت..
♥یــﮧ لحــــ♥ــــظﮧ♥
توسط موبایل
کاش به زمانی برمی گشتم که تنها غمم شکستن نوک مدادم بود