دیار کریمان
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
fatima
زخـم ِ زبان كه ِ مـی زنی دلـم رنگ ِ خون مـی شود ... زخمـی روی ِ زخم های ِ دگر...!! نمكــ دان نمـی خواهی.. ؟!!
fatima
چه رابطه مرموزی است میان پیداترین زخم و پنهانترین راز . . .
fatima
آموخته ام که.... زمستانهای بدون تو ؛ یعنی زمستانهای بدون برف. زمستان این روزها ،زمستانی بر[!]ت. تو چرا پس نیستی؟!
fatima
چه تنگنای سختی است; یک انسان یا باید برود و یا بماند; و من خسته از این دوراهی
fatima
ما تماشا چیانی هستیم، که پشت درهای بسته مانده ایم! دیر آمدیم، خیلی دیر... پس به ناچار حدس می زنیم، شرط می بندیم، شک می کنیم... و آن سو تر در صحنه بازی به گونه ای دیگر در جریان است!
fatima
به دروغ گفته ام ... به خوابم می آیی ... ... تا چشمانم ... دمی ... پلک برهم بگذارند..
fatima
اين كه چقدر از آن روزها گذشته يا اينكه ما چقدر عوض شده ايم يا اينكه هر كداممان كجاي دنيا رفته ايم اصلا مهم نيست باران كه ببارد هر وقت كه ميخواهد باشد دل هايمان هواي هم را ميكند
fatima
وقتـــی مــــــرا " شمــــا " خطابــ میکنی! یا خانم ... منــــی که تـا دیــــروز عـــــــــــزیز دلـتــــــــ . بودم درد دارد ، درد . .
fatima
تنهایی مثل ایدز است ، از رابطه های زیاد و دوستی های کنترل نشده حاصل میشود.
fatima
یک دوست وفادار تجسم حقیقی از جنس آسمانی هاست که اگر پیدا کردی قدرش را بدان . . .
heeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
14 سال و 1 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 28 دقيقه قبلچه باحالين
قابل شما رو نداره من یک ئفعه برق گرفتم گفتم یکم بزنم برقصید
14 سال و 1 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 23 دقيقه قبلآورين
14 سال و 1 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 18 دقيقه قبلخب اگه نمیرقصید خودم میرقصم

14 سال و 1 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 15 دقيقه قبلشما راحت باش
14 سال و 1 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 11 دقيقه قبل