✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
مــَعــمــولا آدَمــا از ایــنــکــه بــَعـد از مـَـرگ فــَـرامــوش بــِـشـــَـن وَحــشـــَـت دارَن,وَلـــی چــه ســَـخــته زِنـــده بـــاشـــیُ فــَــرامـــوش بـــِـشی . . .
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
همـــــــه زندگیم درد استـــــ ؛ درد …نمے دانم عظــــمتـــ این کلمـــــه را درکــــ مے کنے یا نــه ؟! وقتے مے گویــــــم درد…. تو بــه دردے فکر نکـــــــن کـــه جسمــــ انسان را ممـــــــکن استــ یکـــ بیمارے شــــدید بکشد!! نـــــــــــه؛ روحـــــــم درد مے کنـــــــد…!!!
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
خسته شدم از بس به آدمایی که میخوان جای تو رو توی قلبم بگیرن گفتم : ببخشید اینجا جای دوستمه ، الان برمیگرده !
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
اشک بهترین پدیده ی دنیاست ولی تا زیباترین چیزا رو از ادم نگیره خودشو نشون نمیده
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت,تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل ان شدی...
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
کامپیوترو روشن میکنی صبر می کنی ویندوز بالا بیاد یه قلوب از چاییتو میخوری کلیک می کنی رو مای کامپیوتر میری تو درایو ” E ” یه سیگار روشن می کنی میری تو مای پیکچر یه پک سنگین دنبال یه فایل قدیمی می گردی یه پک سنگین دیگه پیداش می کنی ، بازش می کنی . . . یه پک دیگه عکسا رو نگاه می کنی یه لبخند میزنی به خاطراتی که زنده شدن و دارن جلوت راه میرن میرسی به یه عکس . . . این عکس یه اشکالی داره یه پک سنگین ، نه دو تا پک سنگین . . . نمی خوای قبول کنی . . . جای یکی تو زندگیت خالیه ” دقیقا همونی که توی عکس خودشو چسبونده بهت ” محو عکسی . . . کم کم داغی سیگار دستتو میسوزونه . . . به خودت میای . . . سیگارو تو جاسیگاری خاموش می کنی کامپوتر رو خاموش می کنی خودتو پرت میکنی روی تخت چشاتو می بندی و زیر لب میگی :
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
دروغ بــه خـوردمـان دادنـد دیـ ـروزی هـ ـا .. امـ ـروز دلــی بـه دلــی راه نـدارد ! بغـ ـل کـن زانـویتــ ــ را " محکـ ـم " ؛ امشبــ ـــ را هــم بـا " بغـ ـض " بخوابـ ــــ ...
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
من تو را نمی سرایم !.. تو ... خودت در واژه ها می نشینی ..! خودت قلم را وسوسه می کنی !! و شعر را بیدار می کنی !!
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
هوایت که به سرم می زند دیگر در هیچ هوایی، نمی توانم نفس بکشم! عجب نفس گیر است هوایِ بی توئی!
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
این روزها آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
همیشــــ ـــ ـه از آمدن ِ نــ بر سر کلماتــــــ ـــ ـ مـی ترسیــدَم ! نـ داشتن ِ تو ...نـ بودن ِ تو ... نـ ماندن ِ تو ... . . . کــاش اینبــار حداقل دل ِ واژه برایــــ ـــ ـم می سوختـــــ ـــ ـ و خبــری مـی داد از نـ رفتن ِ تـــو ..