✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
مــَعــمــولا آدَمــا از ایــنــکــه بــَعـد از مـَـرگ فــَـرامــوش بــِـشـــَـن وَحــشـــَـت دارَن,وَلـــی چــه ســَـخــته زِنـــده بـــاشـــیُ فــَــرامـــوش بـــِـشی . . .
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم آن گاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می شدم و بر صورت مه آلودت می لغزیدم ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم تا شاید جاده ای دور هنوز بوی خوب پیراهنت را وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باشد که مرهمی شود برای دلتنگی هایم
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
دختر که باشی نفس بابایی لوس بابایی عزیز دردونه ی بابایی حتی اگر بهت نگه دستت رو میزاره رو چشماشو میگه: این تویی که به چشمای من سوی دیدن میدی خلاصه دختر یک کـــــــــــــــلام نفس بــــــابـــــاست!! مبخوام ببینم این پست چن تا لایک میخوره بکوبید لایکو به افتخار همه باباها و دخترا !!!!!!!!!
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
من در کشوری زندگي مي كنم كه زبانش پارسي است اما به آن فارسي مي گويند چون عربي "پ" ندارد !!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
ای مترسک بیهوده دل به این مزرعه مبند کلاغی که دیروز آرزوی دیدنش را داشتی امروز بر شانه های مترسکی دیگر آشیانه کرده است ...
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد. وچند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم… فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو...
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
دترعزمیسزادتوم همون “دوستت دارم عزیزمه” که کلماتش برای سریعتر رسیدن به تو ، از سر و کول همدیگه بالا رفتن !
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
زندگی وقتی قشنگه که دلی برای دلی تنگ میشه الان زندگیم خیلی قشنگه !
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
احساس سوختن به تماشا نمی شود آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم . . .
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شد یه بغض شکسته رفیق گلو شد . . .
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
دوره ای شده که حاضرم … جای ‘پت’ باشم ولی یه دوست واقعی داشته باشم…