ضمن تشکر از دوستانی که برای تامین هزینهها با #دنبالر همیاری کردند ؛ لازم به ذکر است که سروری کاملاً اختصاصی با مشخصاتِ فنی مطلوب سفارش داده شده که تهیهی قطعات (بعلتِ تعطیلی روز شنبه، یکشنبه و دوشنبه در کانادا) با تاخیر مواجه بوده که انشا الله تا چند روز آینده (نهایتاً آخر هفته) به سرور جدید نقل مکان خواهیم کرد. ضمناً بخاطر افتِ سرعت، ارورهای متوالی و از دسترس خارج شدن ِ سرویس (که یکی از علتهای آن افزایش بازدیدکننده میباشد) از شما پوزش میطلبیم! هماکنون در حال بهینه سازی سایت هستیم ؛ همچنین بزودی شاهد تغییراتِ ظاهری در دنبالر خواهید بود ...
صدام یه کم گرفته بود .. یکی از بچه ها از اون ور خیابون داد زد:" داداش؛ شاید اینم قمستِ !" هه ! شوخی بی مزه ایی بود اما لبخندو رو لبم نشوند ..دستی تکون دادم براش با همون نیشخند گازشو گرفتم سمت خونه ... همش تکرار می کردم شاید قسمت ما هم این بوده ...
پرنده ای که بال و پرش ریخته باشد! مظلومیت خاصی دارد! باز گذاشتن در قفسش توهینی است به او! در قفس را ببند تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد! نه پر و بال و ریخته اش
زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند.
انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواشتر برو من می ترسم
مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره!
زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم
مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری
زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی
مرد جوان: مرا محکم بگیر
زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟
مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی
سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه
روز بعد روزنامه ها نوشتند
برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه
که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد،
یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت
مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن
جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت
و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش
رفت تا او زنده بماند
دوستان ماه رمضان تقریباً اومده ... @ی ِ مامان عزیز یه کار خوب ختم قرآن گذاشت ولی بچه ها زیاد زیاد برداشتن به همه نرسید...من میگم این کار رو بکنیم...کسایی که مایل هستن از همین الان زیر این پست شروع کنن به اعلام امادگی و از جزء 1 شرو, کنن هر کس 1جز اگه تعدامون از 30 کمتر شد هین بچه هایی که شروع کردن جزئ های بعدی رو هم ادامه میدن...اگر هم بیشتر شد که میتونیم چند بار ختم کنیم...پس موافق ها اعلام امادگی کنن لطفا...به مرور باز نشر هم بزنید که بقیه هم ببینن لطفا...دوستان فقط لایک نزنید اگه پایه هستید بگید و از جزء1شروع کنید لطفا... من خودم نمی خوام جزء 1 رو بردارم واسه همین نگفتم
منظورم این بود که مثلا من یه پست میذرام و میگم جز اول.بعد نفر دوم که دیدگاه میذاره جز دوم.نفر سوم جز سوم.و ال اخر.و 30جز که تمتم شد یه کی دیگه پست بذاره
منم از اول همین رو گفتم دیگه...یه مامان دیروز شروع کرد ولی چون یه کم گنگ بود من این پست رو گذاشتم...حالا اون هم لینک رو اصلاح کرده.بچه ها بیشتر اونجا هستن منم نمی خوام یه جوری بشه انگار با هم مشکل داریم در هر صورت من این جوری رو که تو گفتی کاملا صحیح و راحت می دونم
mam non nima joooooooooooooon az talashe bivaghfeye shomaaaaa........
15 سال و 1 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 13 دقيقه قبلمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرررررررررررررررررررررررررســــــــــی
15 سال و 1 ماه و 17 روز و 20 ساعت و 27 دقيقه قبلممنون
15 سال و 1 ماه و 17 روز و 15 ساعت و 31 دقيقه قبلگرچه من گزینه گفتگو را فعال کرده ام ایکون دیده نمیشه و امتیاز هم نمی تونم بدم
15 سال و 1 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 55 دقيقه قبلگمانم عدم فعال بودن (روي خط ) هم يكي از مشگلات است . . اما به هرحال نيماجان و گروه مديريت خسته نباشيد
15 سال و 1 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 52 دقيقه قبل