خداوندا مگر ان روزِ نخست كه حوایی کردم از ان دیار شوقم نمانده بود؟... همان روز که تو هنوز سرکوب طغیانش در هر متون دینی ات بر من میزنی .. نمیدانم ان طغیان نخستم از روی خستگی بود یا دلزدگی .. اما اگر با چیدن ان میوه ممنوعهِ تو من رانده ان مکان شدم برای رهایی از این جا هم ایا میشود بار دیگر حوایی کنم ؟(ا ن ا م ي)
شكايات من ..
14 سال و 2 ماه و 24 روز و 6 ساعت و 13 دقيقه قبل