دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ghadim_nadima

آدمی که همیشه سعی میکنه با مردم ارتباط برقرار کنه و باهاشون دوست باشه- عاشق جمع آوری فیلمهای قدیمی ... درباره »
ghadim_nadima
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(31 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(32 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

yedokhtare 웃
yedokhtare 웃

با همه چیز کنار آمده ام دلیل این همه دیوانگی تنها باورِ جمله ی آخرِ تو است : " چیزی بینمان نبوده "

*mahsa*
*mahsa*

خدایا دست بشکنه , پا بشکنه , سر بشکنه اما دل نشکنه ………. الهی دل هیچکس توی این دنیای خاکستری این روزها نشکنه

آزاده ایــرانی
images.jpeg آزاده ایــرانی

به سلامتی اونایی که حاضرن تولدشونو تنها باشن اما به خاطر گرفتن کادو با کسی نباشن

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє
توسط موبایل

نمی دونم الان کجایی؟دلم تنگه تو میشه....

fatima
fatima

دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

... UnKnoWn ...
... UnKnoWn ...

ســـــ ـــــلام . . .

ال ناز
ال ناز
توسط پیامک

من روز را دوست دارم/ولی از روزگار می ترسم....

این ارسال را بازنشر کرده است.
fatima
fatima

دوست بدار آنهایی را که درزندگیت نقشــی داشته اند ... نه آنهایی که برایت نقــش بازی کرده اند ...

بهروز
بهروز

هر كسی تو چشم من خیره بشه غم تنهایی رو باور میكنه آرزومه كه یك روز چشمای من تو رو به من آشناتر كنه چی میشد اگه بشه یه روزی عاشقم بشی بخدا من میمیرم اگه تو مال من نشی...

ghadim_nadima
ghadim_nadima

او با پاهای مجروح و دست های خونینش مرا بغل کرد و کشان کشان برد می توانی بفهمی؟ به این می گویند دوستی و دوستی چیز قشنگی است . قشنگ تر از عشق

رهـــــــــــ ـا
رهـــــــــــ ـا
در میکده

بعد از گرفتن دست هایت، تمام دنیا را لمس خواهم کرد تا عشق به همه سرایت کند ...!

گـلـپــری
45379fdd575714c10910187cc85e95200b183bc6.jpeg گـلـپــری
در نقاشی

elnaz
elnaz

منو نمی خواست ! بتی كه از من ساخته بود رو میخواست... واسه همین هر وقت <خودم> بودم... دعوا داشتیم!

Aಊ¡R   ձ  ŦÁŃĦÁ  #  ☹
hest.jpg Aಊ¡R ձ ŦÁŃĦÁ # ☹

میگویم : انگار نه انگار که رفته ... اما انگار که اینجا دلم گرفته .. در خود درگیرم و در گیر با او بودنم ... نفس هایم مینالند از برای بودنش ... گونه هایم بارانی میماند تا با گرمای حضورش فصل تازه تن کنند ... رخت سپید بخت بیرون می آورم ..و.. به چله مینشینم تا بیاید ... کاش بفهمد سیاه بختم بی او ... "چرک نویس احساس"

این ارسال را بازنشر کرده است.