توی کتاب نوشته تنبلی کار زشته, تنبل همیشه خوابه, جاش توی تخت خوابه.. تا اینجا شاعر خوب اومده بودا، بعد یهو مردک سادیسمی میگه: پاشوپاشو بیدارش کن, از تخت خواب جداش کن آخه بگو مگه مرض داری روانی
مــن از ایــن بــه بعــد بــجای ایــن جــملــه ها : مواظــب خــودت بــاش دستــت درد نكــنه خــدا خیــرت بــده سلامــت باشی ...پیر شــی جــوون فقــط یه جــمله میگــم: "دلــــــــت نشــــــكنه!" چون همه اونها بدون این بی فایده ست
گاه با عطر شقایق ... گاه با رقص کبوتر ... گاه با چهچهه ی بلبل عاشق ، می توان یاد تو کرد ... شعرکی گفت ... و در آن شعر ، دگر بار ، تو را خواند .. صدا زد نامت ... و به ناگه ، همان عطر دل انگیز بهاری از پی نام تو بر می خیزد ...
دختر خانمی که میگی با چند تا پسر دوستی و به این کارت افتخار میکنی،دختر خانمی که چپ چپ نگاه کردن یه پسر و میری واسه دوستات تعریف میکنی و دلت خوشه که دوستات به تو حسودیشون شده،دختر خانمی که میگی از این سر خیابون تا اون سر خیابون، برات صف کشیدن و کیف میکنی،آقا پسری که افتخارت اینه که جلو پای هر دختری می ایستی، بهت پا میده،آقا پسری که دلت خوشه هر روز با یه رنگ دختر میری بیرون،آقا پسری که دلت خوشه به موهای سیخ سیخیت و فکر میکنی دخترا بهت نه نمیگن،بله با شمام...""جنس ارزون، زیاد مشتری داره.""
یه بار با مخاطب خاصـــــم رفتیم کــــوه لبه پرتگــــاه پاهاش سُر خورد دستاشـــو گرفتم که نره , اما یاد این جملـــه افتادم که میگه : عشقتـــــو رها کن اگه برگشت که مال توئه اگه نه از اولــــم مال تو نبوده ... منم دستاشــو رها کردم دیگه برنگشت! یعنی منــو نخواست بیشُهور
روح بزرگوارشون غرق رحمت خدا


13 سال و 14 روز و 11 ساعت و 35 دقيقه قبلelahi amin
13 سال و 14 روز و 11 ساعت و 34 دقيقه قبلآمین
13 سال و 14 روز و 11 ساعت و 33 دقيقه قبل