تو نیستی اما من برایت چای می ریزم دیروز هم نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم دوست داری بخند دوست داری گریه کن و یا دوست داری مثل آینه مبهوت باش مبهوت من و دنیای کوچکم دیگر چه فرق می کند باشی یا نباشی من با تو زندگی می کنم.....
در جلسه امتحانِ عشق من ماندهام و یک برگۀ سفید! یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی.. درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود! در این سکوت بغضآلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند! و برگۀ سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش میکشد! عشق تو نوشتنی نیست.. در برگهام، کنار آن قطره، یک قلب میکشم! وقت تمام است. برگهها بالا..
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من میچرخید به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندم ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم.
@P A R $ A سلام پارسایی چطوری عزیزم خیلی خوشحال شدم وقتی دیدم پپست گذاشتی.......... ممنون که برگشتی.... چشم خیلی ها در میاد وقتی تو هستی............. مرسی عزیزم..........
جشنه امشب از در خونه تا خود دنبالر امشب پایکوبیه ای جونم................... آخ که دنبالر چه باحاله...... آخ پارسا برگشته به خونه...خوش اومدی ..........
بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده بخونم.... تو چه آسان میگذری غافل از اندوه درونم..... بی من از کوچه گذر کردیو رفتی بی من از شهر سفر کردیو رفتی.....قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم تا خم کوچه به دنبال تو رقصید نگاهم...تو ندیدی... چون در خانه ببستم دگر از پای نشستم گویا زلزله آمد گویا خانه فرویخت سرم... بی تو من درهمه ی شهر غریبم ....... بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی... تو همه بودو نبودی تو همه شعر سرودی... منو یک لحظه جدایی نتوان نتوان بی تو من زنده نمانم........
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است