بیچاره مردا : اگر تیپ بزنن میگن : با کی قرار داری ؟ تیپ نزنن میگن اصلا سلیقه نداری زیاد بگن دوست دارم میگن باز چه نقشه ای تو کلته ؟ نگن دوست دارم میگن پای کی وسطه ! زیاد بخندن میگن دیونه شدی؟ نخندن میگن چه مرگته ؟! شام بخوان میگن فقط فکر شکمشه ! شام نخوان میگن : معلوم نیست با کی شام کوفت کرده
مردی به همسرش این گونه نوشت: عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم. عشق تو همسرش بعد از چند روز اینجوری جواب داد: عزیزم از اینکه 100 بوس برام فرستادی نهایت تشکر را می کنم.ریز هزینه ها: 1.با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم. 2.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم. 3..صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد. 4.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من ایتم های دیگری به او دادم. 5.سایر موارد 40 بوس.
۳ دیوانه هم اتاقی بودن، یک روز خبر میارن که دو تاشون دارن بالا و پایین میپرن و میگن: ما سیبزمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم ولی سومی ساکت نشسته! رئیس تیمارستان هم طبق معمول رفت که این دیوونه رو مرخص کنه. قبلش ازش پرسید: تو چرا با دوستات نیستی؟ تو چرا بالا پایین نمیپری؟ دیوونه سومیه هم میگه: آخه روغن کم بود، من کف ماهیتابه چسبیدم
وقتي يه دوست . يه غريبه آشنا . يكي از بستگان درجه دو و سه بهت ظلم كنه يا خيانت كنه ميذاريش كنار ..... وقتي يكي از نزديك ترين آدماي زندگي بهت بد ميكنه چيكار ميكني ؟؟؟؟؟؟؟؟
مردی با دوچرخه به خط مرزی میرسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مامور مرزی میپرسد: در کیسهها چه داری؟ او میگوید؛ شن. مامور او را از دوچرخه پیاده میکند و چون به او مشکوک بود، یک شبانه روز او را بازداشت میکند، ولی پس از بازرسی فراوان، واقعاً جز شن چیز دیگری نمییابد. بنابراین به او اجازه عبور میدهد. هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا میشود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا ... این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار میشود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمیشود. یک روز آن مامور در شهر او را میبیند و پس از سلام و احوال پرسی، به او میگوید: من هنوز هم به تو مشکوکم و میدانم که در کار قاچاق بودی، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد میکردی؟ و قاچاقچی میگوید: دوچرخه!
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 9 ساعت و 45 دقيقه قبل توسط موبایل