گـلـپــری
ز کویت رفتم و الماس ِ طاقت بر شکستم برو با یار ِ خود بنشین که من بارِ سفر بستم
که بعد ِ رفتنم جانا هزار افسوس خواهی خورد فلانی یار ِ خوبی بود و من ،قدرش ندانستم . . .
گـلـپــری
زتو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران / رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران / ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی / تو بمان و دگران وای به حال دگران . . .
گـلـپــری
هرچند نمیدانم خواب هایت را با که شریک میشوی اما هنوز شریک تمام بیخوابی های من تویی . . .
گـلـپــری
مهربانیت از دور چه نزدیک است و عجیب حس میکنم که جغرافیا دروغی تاریخی است . . .
گـلـپــری
اگر گناه وزن داشت؛ هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم. دکتر شریعتی
گـلـپــری
با تو بودن خیلی وقته که گذشته / بی تو بودن مثل مهر سرنوشته / حالا اسم تو را هی زمزمه کردن واسه من / نه تو میشه نه فرقی داره . . .
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 9 ساعت و 56 دقيقه قبل توسط موبایل