گـلـپــری
حتی دیگه شبها هم تاریکی نیست! سکوت نیست! شب تاریک و بی صدایم آرزوست . . .
گـلـپــری
. . . . یاد دوره بخیـر . . .
گـلـپــری
خنکی اونجا الان اینجا بود چی میشد؟ . . .
گـلـپــری
در راه مانده بود . . . خود را رساند . . .
گـلـپــری
بله، فقط "یك" عدده
فقط "یك عدد" ه!
شماره ستاره ها، منظومه ها، زمین، آسمان، شماره تمام چیزهای عالم، "یك"، جلوش (تا بینهایت) صفرها!
"یك" ی هست
"یك" ی نیست
غیر از "خدا"، هیچ چیز نیست
هیچ كس نیست ...
گـلـپــری
اما اگر جلو "یك" بنشینی، اگر بخوای فقط برای "یك" باشی
از پوچی و از تنهایی در بیای
همنشین "یك" بشی، باید برای دیگران "بمیری"
عمر تو، مثل یك خط عمودی، بالا میره
مثل موج، مثل طوفان، مثل یك قله بلند مغرور، تو تپه ها
مثل درخت سرو آزاد، تو خزه ها، (كه رو به خورشید میرویه به آسمان قد می كشه)
مثل یك "انسان بزرگ"، یك "شهید"، یك "امام"، تو گرگ ها، تو روباه ها، تو موش ها، تو میش ها
كه "پا میشه"، كه "می ایسته"، که بپا خیزی، بایستی، تو صفرها
مثل "یك"!
گـلـپــری
می مونی، می گندی، مثل مرداب، مثل حوض، بسته میشی، مثل دایره، مثل "صفر"! اما اگر جلو "یك" بنشینی…؟ اگر بخوای فقط برای یك باشی، از پوچی و از تنهایی در بیای، همنشین "یك" بشی…؟! باید برای دیگران زندگی كنی عمر تو، مثل یك خط افقی، پیش میره مثل راه، مثل رود، وقتی از "خودت" دور بشی از آخر، به آبادی می رسی، مثل راه از آخر، میریزی به دریا، مثل رود ...
گـلـپــری
وقتی برای خودت زندگی می كنی، وقتی بخوای فقط برای "خودت" باشی، تنها باشی وقتی بخوای فقط با صفرها باشی، عمر تو، مثل یك خط منحنی، روی خودت دور می زنه مثل صفر، باز از آخر می رسی به اول!
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 20 دقيقه قبل توسط موبایل