سيزده بدر آمد عيدم بسر آمد
باباي من مسکين آهش بدر آمد
سوزد پدر بنزين
ماشين نميخواهم
لنگان خرکم آخر هي کارگر آمد
با کل عيال خود با قرض و گرفتاري
آويز خر بابا از شهر بدر رفتيم
سيزده بدر آمد عيدم به سرآمد
رفتيم به حسنلنگي در باغ غلي بنگي
چون جمله زخويشان است از سوي پدر جدم
چون مادر او باشد دختر عموي بي بي
گفتيم ما بريم آنجا
در باغ رسيديم ما دنيا همه آنجا بود
از قوم دگر اقوام از ترک بلوچانم بشکردي و رودانم
از بندر و از ميناب حمله به حسنلنگي
در باغ غلي بنگي
اين باغ نشد بابا بازار بگو جانم
صد معرکه آنجا بود
در گوش و کنار باغ آتش همه برپا بود
از دود کباب بگذر
چون گوشت گران باشد هم قيمت جان باشد
دود سيخ و سنگ يکسر
آميخته سيگاري
تاريک نمود کلي چشم فلکم دودش
از سيخ کباب بگذر اين غايله را بنگر
بي بي خاتون و فاطي از عمه و از خواهر
بي داد ازين زنها قليان به ميان آمد
شد معرکه قليان
کز کرکر آن کر شدگوش من بيچاره
اين باغ چنان تنگ شد
نه جاي نشستن بود نه گردش و تفريحي
آخر تو نگو جنگ شد
مينابي شيرينک گل کرد متلک انداخت
روداني خون گرمي سيلي به خطا بنواخت
خورد سيلي قتالش بر گردن بشکردي
او هم بي خبر هري سنگ زد به غلي بنگي
جوشيد حسنلنگي
اقوام وي از بندر
ريختن بميان يکسر
اين باغ نشد جانم يک جبهه جنگي شد
با مشت و لگد با سنگ
با نيش دهان با چنگ
از بي گنه و خاطي
خوردند چنان قاطي
بنده و عيالم هم از بچه و از خانم
زير دست و پا رفتيم
قليون بي بي خاتون بشکست خودش زخمي
چاره بفرارم شد با آن خر بابايم
از باغ غلي بنگي
آخر چه بگويم من
فرا رسیدن اول آوریل، و روز ۱۳ بدر / روز دروغهای شاخدار را به صاحب اصلی این روز ... یگانه معنا کننده ی واژه ی “دروغ” در جهان هستی و جانشین خلف پینوکیو / تبریک و تهنیت عرض می نماییم ... !
با سلام کلاسهای آموزشی سبزه گره زنی آغاز شد ! گره ازدواج گره کنکور گره جدایی ! گره ملوانی ! دوبل گره !گره کور ! با تضمین بروارده شدن آرزو ! (گارانتی تا سیزده سال بعد !)
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 14 ساعت و 29 دقيقه قبل توسط موبایل