آبی ترین واژه ی ِ عشق را به قلبم هدیه كن... من برای ِ غرق شدن در آسمان ِ نگاهت .... به اندازه ی ستاره ها كوچك میشوم..... فقط گاهی به كهكشان ِ قلبم سری بزن ....... آسمانم ...آبی ترین .......شاید روزی این ستاره ....مهتاب ِ شبهایت شود.............
هیچ کس مثل #مادر نمی تونه راه و رسم زندگی رو به آدم نشون بده ... هیچ دعایی به اندازه دعای #مادر نمی تونه توی زندگی آدم موثر باشه . . ! ... مامانی الان ِ که بغضم بشکنِ ٍ ...
وقتی خیس از #باران به خانه رسیدم برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟ #خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد اما #مادرم در حالی که #موهای مرا خشک می کرد گفت ... باران احمق...
زندگي قشنگه اگه با تو باشه مرگ قشنگه اگه براي تو باشه دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هر کار بکني قشنگ نميشي پس بيخود زور نزن !
یه وقت فکرنکنید قهرمان این داستان منما . . . . یه دختر مهربون و خوشتیپ و بسیار با کلاس داشت امروز میرفت خونشون یهو . . . دید یه مرغ داره همونجور نگا میکنه . . . از این مرغ دیوونه ها که روی کله شون یه عالمه پر داره اما گردنشون خالیه . . . خلاصه یه چند ثانیه ای چشم توی چشم موندن یهو مرغ دیونه حمله به سمت دختره . . .دختره هم جیغ و فرار . . . .خلاصه کلا آبروی دختره توی محل رفت . . . اصنم خنده دار نبود
@Glee نه #تو می مانی و نه #اندوه و نه هیچیک از #مردم این آبادی . . . به #حباب نگران ِ لب یک #رود قسم ، ... و به کوتاهی آن لحظه #شادی که گذشت ، #غصه هم می گذرد ، آنچنانی که فقط #خاطره ای خواهد ماند . . . #لحظه ها عریانند . به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان #هرگز . . .
خود را به که #بسپارم وقتی که #دلم تنگ است...پیدا نکنم #همدل#دلها همه از سنگ است...گویا که در این وادی از #عشق نشانی نیست...گرهست یکی #عاشق آلوده به صد رنگ است...
خداحافظ به يادش گريه کردن ها .... به عکسش خيره گشتنها .... به خوابش خواب ديدنها ...... ز رويش بوسه چيدنها ........ز خواب اما پريدنها .... خداحافظ به دنبالش دويدنها ..... رسيدنها ......... در آغوشش کشيدنها .... خداحافظ به دور از چشم بد بينها ...... برای بوسه ای ترديد کردنها ...... به وقت باز گشتنها ....به هنگام جداییها .... خداحافظ ... شنیدنها .... به تلخی خنده کردنها .....به کنجی گریه کردنها .... تمام لحظه ها را دوره کردنها ..... برای بار ديگر ديدنش ... غمگين نشستنها .... خداحافظ ....ز شوقش راه را هموار کردنها ....ولی او را نديدنها ..... سلام اما ... به دل کندن ..... ولی در انتظارش باز ماندنها ........ اگر آمد ....در آغوشش کشيدنها .... به دور از چشم بد بينها ..... خداحافظ خداحافظ .....سرودنها
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 4 ساعت و 23 دقيقه قبل توسط موبایل