دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گـلـپــری

گـلـپــری
زن
امتیاز: 42980

دنبال‌شدگان

(583 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1927 کاربر)

گروه‌ها

(54 گروه)

بازدید

گـلـپــری
گـلـپــری

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ . . . فـانـوس اشـک هـایـتـان را روشـن کـنـیـد ، مـاه غـریـبـی شـهـیـد نـیـنـواسـت . . .

aynor
aynor
در حلقه

آبی ترین واژه ی ِ عشق را به قلبم هدیه كن... من برای ِ غرق شدن در آسمان ِ نگاهت .... به اندازه ی ستاره ها كوچك میشوم..... فقط گاهی به كهكشان ِ قلبم سری بزن ....... آسمانم ...آبی ترین .......شاید روزی این ستاره ....مهتاب ِ شبهایت شود.............

این ارسال را بازنشر کرده است.
یاس
AsanDownload.com-10281.jpg یاس

انتظار

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ

وجود داشت... اما وجودش باهام نبود... نفسهاش واسه یکی دیگه بود.... چشماش دنبال دیگری بود... وجود داشت اما نبود .

این ارسال را بازنشر کرده است.
یاس
image-239725-galleryV9-sxhh.jpg یاس

وای چه صحنه عشقولانه ای

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
madar.jpg ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
در مادر...

هیچ کس مثل نمی تونه راه و رسم زندگی رو به آدم نشون بده ... هیچ دعایی به اندازه دعای نمی تونه توی زندگی آدم موثر باشه . . ! ... مامانی الان ِ که بغضم بشکنِ ٍ ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن
در مادر...

وقتی خیس از به خانه رسیدم برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟ گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد اما در حالی که مرا خشک می کرد گفت ... باران احمق...

این ارسال را بازنشر کرده است.
یاس
یاس

زندگي قشنگه اگه با تو باشه مرگ قشنگه اگه براي تو باشه دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هر کار بکني قشنگ نميشي پس بيخود زور نزن !

این ارسال را بازنشر کرده است.
alireza
scn0001.JPG alireza
در دوره

خب این شما و این م چلیپا نوشته ی خودم با تصحیح استاد ( فکر کنم استاد 2ساعت پیش تصحیح کرد)/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
یاس
یاس

یه وقت فکرنکنید قهرمان این داستان منما . . . . یه دختر مهربون و خوشتیپ و بسیار با کلاس داشت امروز میرفت خونشون یهو . . . دید یه مرغ داره همونجور نگا میکنه . . . از این مرغ دیوونه ها که روی کله شون یه عالمه پر داره اما گردنشون خالیه . . . خلاصه یه چند ثانیه ای چشم توی چشم موندن یهو مرغ دیونه حمله به سمت دختره . . .دختره هم جیغ و فرار . . . .خلاصه کلا آبروی دختره توی محل رفت . . . اصنم خنده دار نبود

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل در دوره

تا حالا به چرخه دقت کردى؟ از موش میترسه ، از گربه از سگ ، از مرد از زن ، از سوسک

گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل در دوره

@Glee نه می مانی و نه و نه هیچیک از این آبادی . . . به نگران ِ لب یک قسم ، ... و به کوتاهی آن لحظه که گذشت ، هم می گذرد ، آنچنانی که فقط ای خواهد ماند . . . ها عریانند . به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
احمد رضا
378800_203025433105656_100001946011617_471063_391997648_n.jpg احمد رضا

خود را به که وقتی که تنگ است...پیدا نکنم همه از سنگ است...گویا که در این وادی از نشانی نیست...گرهست یکی آلوده به صد رنگ است...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال
در دوره

خداحافظ به يادش گريه کردن ها .... به عکسش خيره گشتنها .... به خوابش خواب ديدنها ...... ز رويش بوسه چيدنها ........ز خواب اما پريدنها .... خداحافظ به دنبالش دويدنها ..... رسيدنها ......... در آغوشش کشيدنها .... خداحافظ به دور از چشم بد بينها ...... برای بوسه ای ترديد کردنها ...... به وقت باز گشتنها ....به هنگام جداییها .... خداحافظ ... شنیدنها .... به تلخی خنده کردنها .....به کنجی گریه کردنها .... تمام لحظه ها را دوره کردنها ..... برای بار ديگر ديدنش ... غمگين نشستنها .... خداحافظ ....ز شوقش راه را هموار کردنها ....ولی او را نديدنها ..... سلام اما ... به دل کندن ..... ولی در انتظارش باز ماندنها ........ اگر آمد ....در آغوشش کشيدنها .... به دور از چشم بد بينها ..... خداحافظ خداحافظ .....سرودنها

این ارسال را بازنشر کرده است.