#پاییز ...توخیلی شبیه منی... حرفت را میزنی، می سوزی و گاه هم سرمایت دیگران را می سوزاند... به قول آن رفیق،گوشت تلخی، مثل من... اما فکر کنم من از تو تلخ ترم، آخر تو مرا تنها گذاشتی و رفتی . البته خزان هم دوست بدی نیست، سالهای درزای را به خاطر می آورد، اما من و تو رفیق سال های گران بودیم و من باز هم به آغوش خود باز گشتم ... راستی در راه مرا از یاد مبر... دلم برایت تنگ می شود... کار است دیگر، شاید دوباره گذرمان به هم نخورد... مثل همیشه... به شکوفه ها، به باران برسان سلام ما را
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 25 روز و 19 ساعت و 21 دقيقه قبل توسط موبایل