#ازسری-خاطرات@DaNi :::> حموم بودم،مامانم میزنه به در میگم:بله؟ میگه:حمومی؟ میگم:په نه په اینجا لندن هست صدای منو از رادیو بی بی سی میشنوی!!! میگه:در زدم بهت بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت دارن با کامپیوترت کار میکنن، لباس و حوله ات رو هم از پشت در بر میدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیریاحتمالا آبگرمکن رو هم خاموش کنم!
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 3 ساعت و 56 دقيقه قبل توسط موبایل