#جذابیتهای-تهران.....- تهران تنها شهری است که در آن میتوانید وسط خیابانهای آن #نماز بخوانید، وسط پارک #شام بخورید، در رستوران به دیدن #مانکنهای لباسهای مدل جدید بروید، در تاکسی نظرات #سیاسیتان را بگویید، در #کوه برقصید،.در تهران از همه جای ماشینها #صدا در میآید، جز از ضبط صوت آن..در #شمال شهر تهران مردم در سال 2020 میلادی زندگی میکنند و در #جنوب شهر در سال 94 هجری قمری
پیشاز این تصور بر این بود که مادران از نوزادان خود محافظت میکنند، اما جنین هم برای حفظ سلامت و نجات جان خود، از طریق سلولهای بنیادینی که به وفور در جفت دارد، قلب آسیبدیده مادرش را درمان میکند! اصلا لازم نیست بچهها به دنیا بیایند تا عصای دست مادر خود شوند! دانشمندان در تازهترین آزمایشها متوجه شدهاند که جنین موشها، سلولهای بنیادین خود را برای ترمیم قلب مادرشان اهدا میکنند!
به گزارش نیوساینتیست، این کشف میتواند علت این امر را توضیح دهد که چطور نیمی از زنان که در طول دوره بارداری یا درست بعد از زایمان قلبشان ضعیف میشود، خود به خود درمان میشوند.
شودری میگوید این پدیده یک مکانیزم تکاملی است: جنین با محافظت از قلب مادر سعی در نجات جان خود دارد. از آنجا که سلولها از طریق جفت، به راحتی در دسترس هستند و بعید است که عکسالعمل سیستم ایمنی بدن را در پی داشته باشد، آنها میتوانند منبع بالقوه بیپایان و تازهای از سلولهای بنیادین تولید کنند تا قلب آسیبدیده را درمان کند.
همچنین جنینها سلولهایی تولید میکنند که میتواند مادر را در مقابل سرطان سینه محافظت کند !
راننده پرید وسط حرف طرف که : آقا راضی نبودی سوار نمیشدی !
مسافر : (با خونسردی) میبینی ؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم وقتی داشتی لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ما هم مجبوریم سوار شیم ! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری ؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.
راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...
مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده ؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته باشه
راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت : چی بگم والا !
من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با راننده باید 1500 تومن کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000 تومنی به راننده دادم. راننده گفت 50 تومنی دارید ؟ با تعجب گفتم بله دارم و دست کردم تو کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم . راننده هم یک اسکناس 1000 تومنی و یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت !
همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال میکردم چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ...
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 11 ساعت و 20 دقيقه قبل توسط موبایل