از جاييكه سفر من و ياسي ب مشهد شروع شد، از جاييكه طي، دو ماه اخير چندتا از دوستاي خوبم فرستادم سفر، از جاييكه صندلي چرخونمو گرفتم چند وقت پيش، از جاييكه روز قبل از شكستگي پام با آزاده كلي دنبال ي چي بوديم، از جاييكه ي موقع هايى ي عالمه كاموا ميگرفتم، از جاييكه ي حاجي پيري بود ك هر وقت ميرفتم بازرسي كارگاهش هميشه بهم شوكول ميداد و سري آخري ك رفتم مرده بود، از جاييكه دو سال رفتم و اومدم، از جاييكه ب ياسي كوچه شهيد مزروعي نشون دادم، از جاييكه الان نبايد چراغاش روشن باشن ولي روشن بودن، از جاييكه نبايد ديگه بهش فكر كنم، از ي عالمه ه ه خاطره ه ه
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 16 روز و 20 ساعت و 9 دقيقه قبل توسط موبایل