گـلـپــری
لحظه ای عشق به دست کـــس و ناکـــس ندهی / دل عزیز است مبادا به هر کس بدهی
گـلـپــری
در حسرت دیدار تو ام گفتم تا بدانی / از من تا تو صد سال راه است و جدایی / حال شب است و غم و "تنهایی" / افسوس که نیست برایمان هیچ راه وصالی
گـلـپــری
آفرین باد بر مرگ ، آفرین باد بر مرگ که با دست های سیاهش تو را خواهد کشت :"تنهایی"
گـلـپــری
به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی است ، بی تو دنیای من ای دوست پر از "تنهایی" است
گـلـپــری
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ، در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت. خواست "تنهایی" ما را به رخ ما بکشد ، طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت
گـلـپــری
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه "تنهایی" ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و می گذرد
گـلـپــری
به تو می اندیشم. و از اندیشه ی توست گر که گه گاه به لب ، خنده می آویزد. خوش به حالم که کسی نتواند ره اندیشه ی تو ، بر دلم بربندد
گـلـپــری
دوستـــم داری ... دوستـــت دارم
نمی گویم ... نمی گویــی
نمی دانــم
تــا کی غرور باید آشنای چــشم های بی قرارمان باشد ؟
گـلـپــری
عشق مانند هوا . . . همه جا موجود است . . . تو نفسهایت را قدری جانانه بکش
گـلـپــری
آزمایش ضربان قلب نشان داد
که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم،
تنهایی سرخ رگهایم را مسدود کرده بود ...
و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.
شاملو !
گـلـپــری
فاصله . . . گرچه دست های ما را از هم جدا کرد . . . ولی خوشحالم که جـرات ندارد . . . به دل هایمان نزدیک شود!
گـلـپــری
با رفیقان از ازل دست رفاقت داده ایم / در وفای ما نکن شک گر چه دور افتاده ایم
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 6 ساعت و 36 دقيقه قبل توسط موبایل