گـلـپــری
حالا هی تو تلخ باش و تلخی کن . . . فکر میکنی برای فرهاد فرقی میکنه ؟!! ....
گـلـپــری
خدایم را دوست دارم ، و با وفا تر از او سراغ ندارم ! شاید ؛ به رسم همین وفاداریست ، که عزیزانم را به او می سپارم ... !!!
گـلـپــری
موقع Delete فولدر خاطراتت ، ذهنم error می دهد،... گمانم یکی از فایلها در حال اجراست ...
گـلـپــری
باید میدانستم . . . سرانجام . . . تو را . . . از اینجا خواهد برد . . . این جاده . . . که زیر پای تو نشسته بود.
گـلـپــری
پسرم مدتها گذشته است، و تو بزرگ شده ای و من پیر و فرتوت اما هنوز: قد آغوش منی. نه زیادی، نه کمی…
گـلـپــری
داستان ... من و زندگی / زندگی و من
گـلـپــری
وقتی که دیگه کسی واسشون نمونده ...
گـلـپــری
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب / اسب در حسرت خوابیدن گاری چی / مرد گاری چی در حسرت مرگ . . . سهراب سپهری
گـلـپــری
به یاد یلدا // به یاد عید // به یاد مهمونی بهار
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 17 روز و 5 ساعت و 8 دقيقه قبل توسط موبایل