لازم نیست سرم را از قاب پنجره بیرون بیاورم تا بویش را حس کنم نیازی نیست چشمهایم را خیره کنم به آسمان ابری بالای سرم یا نگاه کنم به درختهایی که زرد شده اند . احتیاج ندارم به شنیدن صدای تک و توک برگ های خشک از میان قار قار گاه گاه کلاغ ها همین که لرزهای پاییزی به سراغم آمده , همین که دوباره مادرم شالگردنم را میدهد دستم و قلبم با دیدنش تند میزند , همین که می خزم میان خیالت و گرمایش خوابم می کند، برای من کا[!]ت تا بدانم پاییز دارد خودش را مهمان اتاقم میکند .
@˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙ وقتی با مشکلات روبرو میشویم ، به خدا میگوییم چرا من ؟ اما زمانی که خوشحالی به ما روی میآورد ، صحبتی از خدا نیست یاد بگیریم که در هر وضعیت بگوییم ” #بله#خدا ! #خود#من”
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 24 روز و 18 ساعت و 34 دقيقه قبل توسط موبایل