چی میگه یاسی ؟ کس اصن نمیفهمه این چی میگه !! تو خودشه اصن ! مرضی داره فک کنم ! یعنی چش شده این خواهر زاده من ! گفتم آجی اینو نزا نارسه ! گوش نکرد که (کارمند اداره نا امید سازی از خود)
زن گریه های روز و شبش فرق می کند
سر دردهای بی سببش فرق می کند
گر چه اسیر کشمکش سیب و گندم است
اما برای عشق تبش فرق می کند
می خندد و به روت نمی اورد ولی
لبخند عشوه و غضبش فرق می کند
باید درست ساعت دو عاشقش شوی
یک ثانیه جلو ,عقبش فرق می کند
زن "نعمتی است هدیه فرستاده از بهشت"
هر لحظه طعم سرخ لبش فرق می کند
روز از سر غرور و شب از درد عاشقی
زن گریه های روز و شبش فرق می کند
دستــــ خالی باز گشتم... با یکــ چمدان پر از حرفهای نگفته.... از سفــــری که تنها ارمغانش ندیدنت بود... و بُغضی که در گلویم پوسید تا روی ادعای عاشقی اتــــــ خط بکشد…
درست کردن لباس های رسمی در حدود 200 سال پیش یکی از دشوارترین شغل های آن زمان بوده است و تعداد معدودی بوده اند که می توانستند این لباس ها را طراحی و آماده کنند. مشکل ترین قسمت در تولید این لباس ها دامن آن بود. در گزارش تصویری زیر بخشی از قسمت های تولید یک لباس رسمی را ملاحظه می کنید که مربوط به سال 1840 میلادی می باشد.
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 6 ساعت و 47 دقيقه قبل توسط موبایل