دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گـلـپــری

گـلـپــری
زن
امتیاز: 42980

دنبال‌شدگان

(583 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1927 کاربر)

گروه‌ها

(54 گروه)

بازدید

گـلـپــری
گـلـپــری

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ . . . فـانـوس اشـک هـایـتـان را روشـن کـنـیـد ، مـاه غـریـبـی شـهـیـد نـیـنـواسـت . . .

سید کمال
سید کمال
در دوره

خداحافظ به يادش گريه کردن ها .... به عکسش خيره گشتنها .... به خوابش خواب ديدنها ...... ز رويش بوسه چيدنها ........ز خواب اما پريدنها .... خداحافظ به دنبالش دويدنها ..... رسيدنها ......... در آغوشش کشيدنها .... خداحافظ به دور از چشم بد بينها ...... برای بوسه ای ترديد کردنها ...... به وقت باز گشتنها ....به هنگام جداییها .... خداحافظ ... شنیدنها .... به تلخی خنده کردنها .....به کنجی گریه کردنها .... تمام لحظه ها را دوره کردنها ..... برای بار ديگر ديدنش ... غمگين نشستنها .... خداحافظ ....ز شوقش راه را هموار کردنها ....ولی او را نديدنها ..... سلام اما ... به دل کندن ..... ولی در انتظارش باز ماندنها ........ اگر آمد ....در آغوشش کشيدنها .... به دور از چشم بد بينها ..... خداحافظ خداحافظ .....سرودنها

این ارسال را بازنشر کرده است.
احمد رضا
378800_203025433105656_100001946011617_471063_391997648_n.jpg احمد رضا

خود را به که وقتی که تنگ است...پیدا نکنم همه از سنگ است...گویا که در این وادی از نشانی نیست...گرهست یکی آلوده به صد رنگ است...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
3.jpg سید کمال
در دوره

خدایا..

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال
در دوره

این روزها همه خیالم شده قدم زدن در خیال تو ...! ببینم ... کفش هایم که اذیتت نمی کند...!؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
Glee
Glee

پسر یک شیخ عرب برای تحصیل به آلمان رفت. یک ماه بعد نامه ای به این مضمون برای پدرش فرستاد: «برلین فوق‏العاده است، مردمش خوب هستند و من واقعا اینجا را دوست دارم، ولی یک مقدار احساس شرم می‏کنم که با مرسدس طلاییم به مدرسه بروم در حالی که تمام دبیرانم با ترن جابجا می‏شوند.» مدتی بعد نامه‏ای به این شرح همراه با یک چک یک میلیون دلاری از پدرش برایش رسید: «بیش از این ما را خجالت نده، تو هم برو و برای خودت یک ترن بگیر!»

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

@گـلـپــری گفتم پرواز را به خاطر بسپار...تا يادت باشه لحظه ها رفتنين و جبران نشدني... گفتم پرنده مردني است... تا بدونی‌لحظه‌های خوب دووم ندارن و خیلی زود می‌شن یه خاطره دور از دسترس... و تو به خاطر بسپار ... که هیچ‌وقت هیچ‌کس ارزش اشک‌هات و نداره و اونی که‌رفت هیچ‌وقت لیاقت صداقتت و نداشت

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل در بهداشت و سلامت

.:: ؛ شیرین یا ترش، مسئله این است! ::. ::::>ديدگاه

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل در دوره

. وانمود کردم به همه ...که خیلی سخت نبود غمت رفتن و دل بریدنت... وانمود کردم به همه... که دیگه اشتیاقی نیست واسه دوباره دیدنت... یجور نشون دادم که ... یک اتفاق عادی بود ... همون دوتا درد دلم... واسه خودش زیادی بود یجوری گفتم که همه... بهم میگن بی عاطفه میگن که حرف امروزت... با دیروزت مخالفه اما شبا یواشکی وقتی که هیچکی نیست پیشم گوشیمو روشن میکنم به عکس تو خیره میشمروحت شاد

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
u6x84iwgcpto7dyzr9v.jpg گـلـپــری
در دوره

معلم مدرسه اش به او گفته بود که زیادی احمق است و هیچ چیز یاد نخواهد گرفت توماس ادیسون دارنده امتیاز 2500 اختراع که مهم ترین آنها لامپ الکتریکی است

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
fhey1mh24rjh1d889kv3.jpg گـلـپــری
در دوره

از تیم بسکتبال دبیرستانش اخراج شد و به قول خودش بارها و پشت سر هم شکست خورد مایکل جردن بسکتبالیست حرفه ای سابق و معروف با عنوان بهترین بسکتبالیستی که تا به حال بوده است

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
khar-mahi.jpg گـلـپــری

خیلی ها خوردن ماهی را دوست دارند اما ازگیر کردن تیغ ماهی درگلو میترسند. اگر خدایی ناکرده تیغ گیر کرد چند حبه زیتون در ظرفی بریزید و با یک لیوان آب چند دقیقه بجوشانید بعد آب را صاف کرده و کم کم بنوشید. قاشق قاشق. چند دقیقه بعد احساس راحتی خواهید کرد یک آزمایش کوچک بکنید چند حبه زیتون بجوشانید و در آبش چند تا تیغ ماهی بگذارید چند دقیقه بعد تیغها نرم خواهد شد مثل ماکارونی

این ارسال را بازنشر کرده است.
Glee
Glee

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد! خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه. یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه دوباره موتور گازیه قیییییژ ازش جلو زد! دیگه پاک قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه. همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!! طرف کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار. خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟! موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله … داداش…. خدا پدرت رو بیامرزه که واستادی… آخه … کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت !!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.