روزی که خدا زن را آفرید..نگاهی پر از مهر به او کرد و گفت: تو رسول ِ مهربانیهای ِ منی..میدانم سخت است اما تنها تو میتوانی برای مردت "همسر " برای فرزندت "مادر " و برای زمینیان "عشق " باشی...بهشت را به پایت میریزم..این کمترین کاری ست که میشود به پاس ِ مهربانیهایت انجام دهم...و حالا هرکدام از ما بهشتی در خانه داریم که هیچوقت قدرش را نمی دانیم..........
دست ها بالا بود ؛ هر کسی سهم خودش را طلبید ... سهم هرکسی که رسید داغ تر از دل ما بود ... ولی نوبت من که رسید سهم من یخ زده بود ... سهم من چیست مگر؟ یک #پاسخ! #پاسخ یک #حسرت ... سهم من کوچک بود قد انگشتانم عمق آن وسعت داشت ... وسعتی تا ته #دلتنگی ها شاید از وسعت آن بود که بی پاسخ ماند!
سلام دوست عزیز به #دنبالر خوش اومدی
برای تمایز از سایر کاربرا یه آواتار واسه خودت انتخاب کن البته در صورت تمایل
اینم راهنمای کامل سایت ==>
---------------------------------
بدیو بدیو کنان اومدم تا رسیدم
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 53 دقيقه قبل توسط موبایل