گـلـپــری
غضنفر دو تا گوشش سوخته بوده، ميره دكتر. دكتره ميپرسه: چرا اينجوري شدي؟ تركه ميگه: آقاي دكتر داشتم اتو ميكردم خانم تلفن زد، من به جاي اينكه گوشي رو بذارم رو گوشم اتو رو گذاشتم! دكتره ميگه: خوب اون گوشت ديگه چرا سوخته؟! ميگه: آخه خانم دوباره زنگ زد!
گـلـپــری
غضنفر پشت در اتاق عمل بود ، پرستار صدا مي زنه: همراه مريض ... غضنفر ميگه: .... 0912487...
گـلـپــری
غضنفر ميخواسته سر گوسفندو ببره. چاقو پيدا نميکنه ، گوسفندو خفش ميکنه
گـلـپــری
اون كه عاشقانه خندید خنده های منو دزدید زیر چشمه مهربونی خواب یك توطئه میدید
گـلـپــری
به یک جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی . . .
گـلـپــری
«رکود» ضربه ی اقتصادی است و «تورم» آماس آن.
گـلـپــری
صحبت های یک آقا پسر!!::::> عزيزم ! هر کسي غير من بهت « ميگه دوست دارم » باور نکن! آخه رويا تو تنها کسي هستي که مي پرستم . مريم من واقعا واست ميمرم . ميدوني چيه مهسا؟ اصلا زندگيم بدون تو فايده نداره! خدا شاهده سيمين, شب ها از عشقت خواب ندارم. مامانم ميگه فکر ناهيد ديوونه ات کرده! هر چي بهش ميگم من غير از سپيده کسي رو نميخوام باورش نميشه! تو بگو عاطفه جونم! بايد چيکار کنم!
گـلـپــری
يه روز يه جنگل بود درخت نداشت. يه شكارچي بود تفنگ نداشت. يه تفنگ بود كه فشنگ نداشت. بعد اون شكارچي كه تفنگ نداشت با اون تفنگ كه فشنگ نداشت يه گوزن شكار كرد كه شاخ نداشت گوزن را انداخت نوي كيسه كه ته نداشت اين داستان كه نويسنده نداشت نويسنده هم اسم نداشت هر چند اين داستان سرو ته نداشت ولي ارزش سر كار گذاشتن رو كه داشت.......................
گـلـپــری
یارو صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!!!
گـلـپــری
غضنفر ميخواسته بره بهشت زهرا، گل گيرش نمياد كمپوت ميبره!!!
گـلـپــری
يه روز یارو ، البرادعی رييس سازمان آژانس اتمي رو ميبينه ميگه آقا ببخشيد شما دكتريد يارو ميگه آره . یارو مي گه شما اگه دكتريد چرا تو آژانس كار ميكنيد!
گـلـپــری
پلیسه به یارو : مگه نمی دونی اینجا ماهیگیری ممنوعه؟ یارو : ولی تابلو نزدین پلیس: نزدیم که نزدیم ، زود باش از روی آکواریوم باغ وحش بیا پایین!
گـلـپــری
یارو ميخواسته آتش نشان بشه. توي آزمون استخدامي ازش مي پرسند اگر جنگل آتش بگيره و اون اطراف آب نباشه چه کار ميکني؟ یارو ميگه: هيچي تيمّم ميکنيم!
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 16 روز و 10 ساعت و 25 دقيقه قبل توسط موبایل