leila
بـــــــدترین کـــــــاری که یه نفــــــر می تــــــونه با دلــــــت بکنــــــه اینــــــــه کــــــــه باعــــــــث بشــــــه . . . دیگـــــــــه ذوق نکنــــــی از بــــــودن هیچـــــــکس
leila
بر تمام قبر های این شهر بوسه بزن شاید به یاد بیاوری کجا مرا جا گذاشتی… من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام صدای کلاغها را می شنوی؟ دارند برایم فاتحه می خوانند…..!!
leila
بیادتان مى آورم تا همیشه بدانید که زیباترین منش آدمى، محبت اوست پس؛ محبت کنید چه به دوست، چه به دشمن! که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست.
leila
به کسی که عاشق توست بگو هر روز با زیباترین تعابیر جهان بیدارت کند، من اینجا هر شب تو را با " زیباتریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن " تعابیر جهان به خواب می ســــــــــــپارم....
leila
آرام روی خیالم خوابیده ای... خوب می دانی خیالم برایت تخت است ...
leila
چه حال بدی دارند اونایی که تنها چیزی که آرومشون می کرد این بود به خودشون میگفتند : عید بشه حتماً زنگ میزنه و همه چیز درست میشه ! اما .... افسوس ... !
leila
زمان ! به من آموخت که : دست دادن معنی رفاقت نیست … بوسیدن قول ماندن نیست … و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست …
leila
نفس می کشم نبودنت را نیستی هوای بوی تنت را کرده ام می دانی پیرهن دوری ات بدجور به قامتم گشاد است به همه ی زوج های خیابان های بارانی و کوچه های پاییزی حسودی می کنم ... گرما زده می شوم ، تو را کم دارم سرما میخورم ، تو در خونم پایین آمدی ..