leila
تاریک بــاد ! خـانـه ی مــــردی که . . . نــمی جنـگـــــد بـــرای زنـی که . . . . . . دوستـــش دارد .. . .
leila
مـَردی که عـَطر ِ / تو / را زده بود , در خیابان از کـنارم گذشـت ... و این یعنے : قـتل ِ غیر ِ عمد ...
leila
تـو رفـتـﮯ . . . انـگـار ڪـﮧ مـن از اولـش نـبـودم ! مـن ولـﮯ مـﮯمـانـم انـگـار ڪـﮧ تـو تـا آخـرش هـسـتـﮯ ! . .
leila
تمام ماجرای من سه واژه شد برای تو سه واژه ی جدا جدا من و ... شب و ... هوای تو ...
leila
وَ روزی میرسَد که تـُهی میشَوی از باوَری کـ ِ بـه خاطرَش ، روزگاریـــ باوَرهایَمــ را تـکه تکه کَردیـــ ...
leila
وقتی میایی مرددمیشوم که با تو درد دل کنم یانه؟؟؟؟ اماباز سکوت میکنم مثل همیشه دردش مال من دلش مال تو ...
leila
لعنت به تو ای "دل" که همیشه جائی جا می مانی که تو را نمی خواهند...!!
leila
در آغاز خدا بود و دیگر هیچ نبود ...و خداوند آفرید عشق را پیش از سپیده دم و غم را همزاد عشق .... و هم او زیبایی را آفرید و آزادی را و گذشت را و صداقت را از عشق ...... و در روز هفتم انسان را آفرید ..... و خداوند عشق را در قلب انسان جای داد و قلب را از ملکوتش آفرید تا بی گزند ماند .
leila
سر به بالا کنیم آسمان را می بینیم سر به زیر کنیم دل را می بینیم و هر دو راهی به سوی مقصد اند
leila
گاهی دلت از سن و سالت می گیرد میخواهی کودک باشی کودکی به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد و آسوده اشک می ریزد بزرگ که باشی باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ...
leila
آدم ها همه می پندارند که زنده اند؛ برای آنها تنها نشانه ی حیات؛ بخار گرم نفس هایشان است! کسی از کسی نمی پرسد : آهای فلانی! از خانه ی دلت چه خبر؟! گرم است؟ چراغش نوری دارد هنوز؟ ...
leila
انسان کلاً موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره ، اونی هم که اینو قبول نداره خرش هنوز روی پله...
leila
فاصله ی تابش خود را بر دیگران تنظیم کن ... خداوند خورشید را در جایی نهاده که گرم کند ولی نسوزاند!
leila
خدایا ! آخرش نفهمیدم اینجایی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من . . .
leila
خدایــــــــــا دلم مرهمی می خواهد از جنس ِ خـــــــــــــــودت ... نزدیــــــــــــــک... بی خطـــــــــر... بخشنــــــــــده ... بی منّــــــــــت ...
مگه میشه؟ مرد ، برا زنی که دوسش داره میمیره
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 20 ساعت و 13 دقيقه قبل