ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
من در آن شهری که مردمانش عصا از کوران میدزدند محبت را جسجو کردم
ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
صدایت می زنم / یک جوری می گویی جانم !
ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
خیلى از اونایی که بودن دیگه نیستن....چون دیگه اونایی نیستن که بودن...
ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
اي كاش با تو ميموندم.اي كاش از تو ميخوندم.اي كاش لحضه هام بوي تورو داشت.اي كاش.اي كاش
ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
*می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .* * عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد * *بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... * *بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . * *تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. * *تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود * *و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!*
ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
خربزه خريدم اومدم خونه،داداشم ميگه خربزه است؟ ميگم په نه په هندونه است داره مسخره بازي در مياره