Habib Najafi
سهراب آب ها را گل کردند حالا چجوری چشامونو را بشوریم ...
Habib Najafi
موقعی كه می خواستمت می ترسیدم نگات كنم،موقعی كه نگات كردم ترسیدم باهات حرف بزنم. موقعی كه باهات حرف زدم ترسیدم نازت كنم،موقعی كه نازت كردم ترسیدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم میترسم از دستت بدم
Habib Najafi
گاه تو معجزه است، سِحر غم به معجزت خراب می شود، تا عصای دیده بر من افکنی، خشک، نیل چشم من ز آب می شود
Habib Najafi
بغضم چه بیهوده در لابه لای قطره های باران پنهان می شود و من چه عمیق فکر میکنم که درختان ایستاده دعا میخوانند...
Habib Najafi
سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام